اكتفا نفرمود و فرمود )
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
. « 1 » و هست كه در روز قيامت به بنده گويد « يا عبدى مرضت فلم تعدنى استطعمتك فلم تطعمنى استسقيتك فلم تسقنى » او گويد خدايا تو از اينها پاكى ، فرمايد « مرض عبدى فلان الخ . او كما قال سبحانه هذا » ( و اللّه يمنّ علينا سبوغ ظلالكم به حق محمّد و آله اجمعين ) و السّلام .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 250 - [ امتحان ولايت ]
اللّهمّ وفّقه لما تحبّ و ترضى كريما محمدا . نامهء عزيز رسيد ، اهلا له و مرحبا ، و احوالى كه در طى آن نوشته بود معلوم شد ، از جمله التماس نوشتهاى كرده بود در بيان فرق ميان صادق و ملبس تا شخص در اعتقاد و انكار مستبصر باشد و ولىّ را از عدو بشناسد ، بايد كه بداند كه غير ولى را به خود استطاعت شناخت ولىّ نيست و اين كار نه تعلّق به اكتساب او مىدارد تا او را ميزان آن فرق به دست بايد آورد ، اين كار از جانب ولىّ مىرود كه اگر اذن خدا باشد خود را بر كسى آشكارا كند و به ولايت خود بر او پيدا آيد تا او را بشناسد كه هر كار كه ميان ادنى و اعلى رود زمام حلّ و عقد آن به دست اعلى است ، مثلا سبزىفروشى خواهد كه پيوند با پادشاهى بكند ، او را دسترسى به آن نيست و گشاد اين كار را از جانب او اسبابى نه ، و اگر او به حيله و تدبير خويش خواهد كه آن را رويى بينديشد به ماليخوليا بر او حكم بايد كرد ، همچون عنكبوتى كه از لعاب خويش دامى گسترد براى صيد عنقا !
خيال حوصله بحر مىپزد هيهات * چها است در سر اين قطرهء محالانديش
هامش
( 1 ) . سوره فتح ، آيه 10 « در حقيقت كسانى كه با تو بيعت مىكنند ، جز اين نيست كه با خداوند بيعت مىكنند . دست خدا بالاى دستهاى آنان است » .