تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
الثّانية على ما شرح ، و هذه الآية الكريمة يتضمّن الاشارة ايضا الى شرح كيفيّة تعلّق الارادة بالمعاصى و عدم الرّضا بها و اجتماع الارادة و الرّضا فى الطّاعات و الى معان اخر يمتدّ اليها اعناق الهمم ، لو لا ان ضاق الوقت وقعت الاشارة الى بعضها و اللّه اعلم بالصّواب . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 249 - [ واگذارى نفس به خداى ]

السّلام على الحضرة المخدومية الملاذية الصفويّة المحمدية و على المقدم و القادم من المولودين المسعودين قرّتى العينين بلّغهما اللّه تعالى مبلغ الرّجال و رحمة اللّه و تحياته و بركاته . كسى را كه فرزندى است دو رعايت لازم است : يكى در امر خود و يكى در امر وى ، در امر خود آنكه بسيار او را به خود متعلق و منسوب نداند و خود را و او را بر سويت از آن آفريننده سبحانه شناسد و به حقيقت داند كه نسبت حقيقى نسبت آفريده است با آفريننده و ديگر نسب عالم طارى و اعتبارى است ، پس پدر از فرزند بيگانه است در جنب آن نسبت كه او را است با آفريننده او سبحانه ، و از بيگانه بسيار بارد و سمج است كه در ميان آشنايان درآيد و فضولى كند ، بلكه بر ارباب بصاير روشن گشته كه نسبت شخص با آفرينندهء او اقدم و اوكد و اتمّ و اشدّ است از نسبت او با ذات خويش ، پس اگر او ميان خود و خدا درآيد هم بىمعنى است ، و از اينجا است آنچه آن عارف محقق گفته « دع نفسك لخالقها يفعل بها ما يشاء لا تدخل فى البين » بلكه اگر از خود آزارى بيند شكايت بر آفريدگار برد ، چنانچه اگر از غلام كسى تقصيرى ديدند شكايت او پيش خواجه او مىبرند . و لقد احسن مولانا الرّومى قدّس سره حيث قال :