تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
چه شكر آن است كه آنچه حق داده ، در آن صرف كند كه حق آن را براى صرف در آن داده ، و چون حق سبحانه مال و جاه براى آن داده كه صرف مسلمانان كنند و بدين‌وسيله فضيلت مروّت به دست آورند ، هركس كه آن را صرف نفس خود كند و تمتّع عاجل ، كفران نعمت كرده باشد و جزاى كفران سلب نعمت است ، هرآينه آن مال و جاه زود باشد كه از وى بازگيرند ، و اگر آن را به مصرف خود رسانيدى شاكر بودى و مستحق مزيد كه
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
« 1 » تا گمان نبرند كه اگر به كسى نيكى مىكنند به او كرده‌اند ( بل ) با خود كرده‌اند كه به آن وسيله خود را شايسته مزيد ساخته‌اند
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها
. « 2 »
گر كنى نيك نيك پيش آرند * ور كنى بد بدى نگه دارند
چون حال كسى كه مال و جاه خود را صرف انفاع مردمان نكند ، اين است ؛ چه گويند در حال كسى كه مال و جاه خود را وسيله ايذا و اضرار مسلمانان سازد و تغلّب و ظلم و عدوان و منع حقوق ، و سربه‌سر راضى نشود كه نه خير رساند نه شر و لقد احسن من قال :
بر سر ما در اين سپنج سراى * كارساز و نگاهبان خداى
مر تو را در جهان از آن بگماشت * كه بدِ ظالمان ز ما برداشت
چون تو بر خلق جور و ظلم كنى * بيخ عدل از ميان ما بكنى
گر تويى پس ز ما مكش رگ و پى * ور خداى است شرم دار از وى
ز آب چشمِ منِ گداى بترس * ورنه از آتش خداى بترس
دل درويش ، ناشكيبا شد * تا لباس تو خزّ و ديبا شد
كس پيش خدا چه عذر گويد اين را كه جماعتى مىكنند كه به چوب ، زر از بندگان خدا مىستانند و آن را صرف جامه مخمل وزين زرّين مىكنند ؟ و اگر از اين گذشت به
هامش
( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 7 « اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [ نعمت ] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعا عذاب من سخت خواهد بود » . ( 2 ) . سوره اسراء ، آيه 7 « اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‌ايد و اگر بدى كنيد به خود [ بد نموده‌ايد ] » .