عيب خود نمىبينند و چيزها كه ندارند در خود اعتقادى مىكنند ، نى نى اين كجا است و آنچه ما مىگوييم كجا ، اين تكلف است ، اگر خود را ذليل نديدندى عزيزى بر خود نه بستندى ، و اگر خود را قبيح نيافتندى ، جمال مر خود ( را ) اعتقاد نكردندى .
آن حكيم از اينجا گفته « ما تكبّر احد الّا لذلّ وجد فى نفسه » و « يحشر المتكبّرون كالمثال الذّرّ » همين خبر مىدهد ، سخن در جهان حقيقت مىرود نه در تكلّف و مجاز ، و آنجا اعتقاد نيست انعقاد است ، و تواجد نيست وجود است ، و تصديق نيست صدق است ، اينها اسرار است كه امناى خدا دانند ، اگر تو امين خدايى مىدانى كه چه مىگويم و اگر نه ، سخنى چند بىسر و بن مىشنوى ، حاليا كوتاه كنيم
كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا
« 1 » .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 247 - [ داد و دهش بر بندگان ]
سلام اللّه و رحمته و بركاته و تحياته و رضوانه على سمّى روح اللّه المؤيّد بروح من القدس ان شاء اللّه . در اين سال عزيمت سفر حجاز بود از راه برّ و خاطر را چنان مىنمود كه شايد در اثناى طريق ، رفيق ( توفيق ) اتفاق صحبت منتظم سازد و مودّت قديمه كه به مقتضاى « محبّة الآباء قرابة الابناء » اكنون قريب به قرابت شده ، مراعات آن از مواصلهء ارحام معدود تواند بود مجدد و مؤكّد مىسازد ، چه حقيقت آنكه در اين جهان ظلمت اساس ، كه بناى آن بر تفرق و كثافت و مباينت ( است ) طرز عالم يگانگى و لطافت كه
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
« 2 » اشارت به جمعيّت و تفريد آن است
هامش
( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 84 « هركس بر حسب ساختار [ روانى و بدنى ] خود عمل مىكند و پروردگار شما به هركه راهيافتهتر باشد داناتر است » .
( 2 ) . سوره قمر ، آيه 50 « و فرمان ما جز يكبار نيست [ آن هم ] چون چشم به هم زدنى است » .