عادل ، بعد از آن مالداران باذل .
و بعزّة اللّه سبحانه كه در اين ساعت هيچ ( چيز ) نزد اين كمينه از اين احبّ نمىافتد كه مرا قدرت باشد و اعانت مظلومى كنم ، يا مال باشد و صرف محتاجى كنم ، يا بناى رباطى يا مثل اين ، يا نشاط باشد و به تن خويش به خدمت بندهء خدا ( يى ) اشتغال نمايم و اگر توانم كه كسى را از معصيت به توبه خوانم ، يا از جهل به علم آورم ، يا از كسالت به طاعت كشم ، قدر و قيمت اين عمل با خود نمىتوانم انديشيد و جماعت اولياى كاملين كه ظاهرا به ارشاد اشتغال ندارند ، از ابدال و اقطاب و اولياى عدد ، باطنا به اصلاح خلق مشغولاند و تمام امور ربع مسكون را در حيّز ضبط و ربط درمىآورند . چه جاى جمعى خاص ، و همگى انتظام عالم از بركات و آثار ايشان است و گروهى كه نه ظاهرا و نه باطنا به ارشاد و اصلاح خلق مشغول نبودهاند ، بنا بر آن بوده كه جمع ميان صلاح و اصلاح ميسر نداشتهاند و ابدال و مرشدان با كمال از ايشان افضلاند ، الّا ما شاء اللّه .
و به اين استثنا اخراج جماعتى مىكنم از اوليا كه بر قلوب ملائكه مهيّميناند كه از استيلاى جلال و غلبه احكام آن بر ايشان خبر از كون ندارند و مقام ايشان در ولايت مقامى غريب است و مرتبهء ايشان در وجود مرتبهء عجيب ، و كمفهمى به حقيقت حال ايشان راه دارد .
و اگر در تحقيق و تبيين حقايق اين مقام شروع مىكنم سخن دراز مىكشد مخلص سخن اين است كه به حكم « لا يؤمن احدكم حتّى يحبّ لاخيه ما يحبّ لنفسه » وصيّت مىكنم شما را و اهل بيت و اولاد و اقارب امجاد ، همه را به بذل و عطا و رسانيدن نفع به بندگان خدا الأمثل فالأمثل بر سبيل خدمت ، نه بر سبيل انعام كه هيچ ( خير ) را نزد خدا ( از اين ) سودمندتر نمىبينم
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
. « 1 »
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 79 « و گواه بودن خدا بس است » .