تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
و اللّه يمنّ بوجودكم الكريم على المحبّين و المخلصين فى محبّتكم آمين . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 244 - [ اخلاص اهل جذبه ]

السّلام على الحضرة المخدومية الملاذيّة الصفوفيّة المحمدية ، و امّا حديث الشّوق فيا لها قصّة فى شرحها طول .
غايب از ديده گر شوى ليكن * غايب از دل نمىشوى قطعا
قصّهء شوق را چه شرح دهم * دل بَرِ تو است او كند انها ( كذا )
به دعاگويى مشغول است و التماس دعا از باطن شريف هم دارد ، ما حضر وقت اين است كه حجب و عوايق ميان بنده و خدا بسيار است و قطع آن به مجاهده و اكتساب ممكن نيست به غير جذبه قاطع آن نيست ، هركس كه به خدا رسيده بدان جذبه رسيده و من لا فلا ؛ به اكتساب و مجاهده شخص مرد نيك مىتواند شد و از ابرار معدود مىتواند آمد ، اما درجات قرب به غير جذبه ميسر نيست ، البته « اين كار دولت است كنون تا كه را رسد ؟ » و چگونه به اكتساب رفع حجب توان كرد و نفس اكتساب از حجب است و هر حجاب را به اكتساب گيريم رفع كرد ، حجاب اكتساب را به چه رفع خواهد كرد ؟ ميان بنده و خدا حجب بسيار است ، از نور و ظلمت ، ارتفاع حجب ظلمانى به انتفاى آن است و ارتفاع حجب نورانى به انتفاى التفات به آن است ، انتفاى التفات گفتم نه نفى التفات كه نفى التفات ، التفاتى است به آن و چگونه التفات به التفات منتفى گردد . « خون به خون شستن محال آمد محال » ، ذكر حجاب است و معرفت حجاب است و محبت حجاب و چنين حجب را رفع ميسر نيست مگر كه چنان دست دهد كه انوار الهى بر ديدهء سالك غالب آيد و او را از او بازستاند ، آن هنگام او را التفات به خود
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 586 | عبد الله قطب بن محيى