و مىبايد دانست كه چنانچه بعضى اهل كشف را در كشف غلط مىباشد ، و ليكن هرگز آن غلط محض نمىباشد بلكه اين چه به ايشان نمودهاند اصلى صواب دارد ليكن در محل تميز قاصر آمدهاند و باز وقت حقيقت آن كما ينبغى نيفتادهاند غلط از آن عارض شده ، چنانچه جماعتى از مكاشفين گفتهاند كه عذاب دوزخيان مبدل به راحت خواهد شد ، اين خلاف صواب است كه
فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً
« 1 » و همچنين فرمود
فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ
« 2 » اما معلوم است كه چيست كه بر ايشان كشف شده ، و چه حقيقت است كه يافتهاند و منشأ اين سخن شده ، ليكن بيان آن طولى دارد و لايق اين مجال نيست و نيز مقصود تنبيه است بر مثالى ، ليكن چنين غلط بيشتر مبتديان اهل كشف را دست مىدهد و جماعتى كه بىخدمت مرشد به ضربى از جذبه يا سلوك به مكاشفات رسيدهاند يا از بقاياى طبيعت در ايشان چيزى مانده ، چنانچه در مكاشفه رتبتى عظيم مر خود ( را يافتهاند ) از فرط رغبت در آن زود آن را ( گرفتهاند ) و وظايف تثبّت و احتياط بجا ( نياوردهاند ) الى غير ذلك من الاسباب الّتى يطول شرحها .
همچنين اصحاب ادراكات صافيه كه ظلال اهل كشفاند در ادراك ايشان هست كه خطا دست مىدهد ، ليكن نه خطاى محض « بل على النّهج المذكور فى المكاشفة » اصلى صواب دارد كه بر ايشان تافته و در محل تميز قاصر آمدهاند ؛ بهشت مقلّد سايه بهشت محقق است كه در ديدهء مكاشفه يا ذهن صافى ذهنى آن نه بهشت نمايد « كالظّل فى جنب الشّمس » و باز وقت نيفتد كه اين براى آن است كه ديدهء او از شمس متأثر شده ، از اين جهت ظل را روشن نمىيابد كه اگر از تاريكى محض به ظل آيد ، آن را روشن يابد .
هامش
( 1 ) . سوره نبأ ، آيه 30 « پس بچشيد كه جز عذاب هرگز [ چيزى ] بر شما نمىافزاييم » .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 86 « پس عذاب آنان سبك نگردد » .