ندا آمد ز عشق اى جان سفر كن * كه من محنتسرايى آفريدم
بسى گفتم كه من آنجا نخواهم * بسى ناليدم و جامه دريدم
بگفت اى جان برو هرجا كه باشى * كه من نزديك چون حَبْلُالْوَريدَم
الكلام بآخره ، سخن در اين بود كه چندگاه است كه مخلصنوازى و اعلام احوال نفرمودند يا خود به ما نرسيد ، بههرحال انتظار اعلام احوال جسما و نفسا و مخدومزادهام « قرّة العين بلّغه اللّه مبلغ الرّجال » مىرود و آنكه در ادعيه طيّبه مذكور ضمير با نور باشد . و السّلام . و اللّه يمنّ علينا بكم و اسبغ علينا ظلّكم بمحمّد و آله صلّى اللّه عليه و عليهم اجمعين و الحمد للّه ربّ العالمين .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 243 - [ جايگاه ايمان مقلد و محقق ]
مجددا تمهيد قواعد اخلاص و دولتخواهى نسبت به حضرت مخدوم حقيقى صفيا للاسلام و المسلمين محمدا بالسنة عباده الصّادقين نموده .
در شرح اشتياق تو خوضى نمىرود * كان چون حديث مكرمتت بىنهايت است
در شهر رمضان به دو نوازشنامه كه از محل كرم صدور يافته بود مشرّف گشت ، شكر تعطف و التفات بجاى آورد و دعاگوى و دولتخواه ( است ) ، دولت دو است :
يكى دولت مستعار كه ناچار مسترد خواهد گشت و آن دولتى است كه متعلّق الوجود به چيزى باشد خارج از ذات شخص كه آخرالامر شخص خواهد ماند و ذات خود كه
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ
. « 1 »
اما دولتى كه شايسته التفات است ، دولتى است كه در عين ذات اين كس باشد و از
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 94 « و همان گونه كه شما را نخستينبار آفريديم [ اكنون نيز ] تنها به سوى ما آمدهايد و آنچه را به شما عطا كرده بوديم پشت سر خود نهادهايد » .