تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
ستّين سنة و فى رواية ثمانين سنة » و چيزى چند هست كه خداوند سبحانه حواله تفكّر به آن كرده در عامه قرآن و اين براى آن خواهد بود كه دلالت آن اقوى يا اوفى يا اظهر است ، پس تأمّل در آن از تأمّل در غير آن انسب باشد و از اين جهت كمينه از آيات قرآن آنچه در اين باب است مفروز كرده تا در آنها تأمّل كنند و مىخواست كه در صحيفه‌اى ثبت كرده آن آيات به نظر شريف فرستد ، وقت تنگ بود ، در اين صحبت ميسر نشد و آن آيات داخل اوراد كردن هم مناسب است . مثال معرفت آنكه اين كه شخص بر وجهى كلّى مىداند كه خداوند سبحانه حكيم است ، در موادّ جزويت بازبيند ، اعنى وجه حكمت در هر فعل و صنع به تفصيل يابد و اينكه بر وجهى كلّى مىداند كه فاعل همه چيز او است ، در هر فعل بعينه باز وقت آن افتد تا اول منت‌پذير از خدا شود ، در منافع كه از خلق به او مىرسد ، و تا نرنجد از خلق در مضارّ و اللّه ولى التّوفيق . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 241 - [ صفات نفس : بسيار گفتن ، ريا ، تكبر ، دعوى الوهيت ، سرعت ملال ]

حضرت مخدوم حقيقى صفىّ الاسلام و المسلمين محمد الاسم و الرّسم بين العالمين از آفات نفس و مكايد شيطان محمىّ نظر عنايت و هدايت حق عزّ و جلّ باد ، بالنّبى و آله عليه و عليهم السلام . نفس معدن هر شر است و « اعدى عدوّك » رسول در شأن وى فرموده به قول كلّى هرچه مقتضاى وى است باطل است و همه صفات او « واجب الازالة و التّبديل » آنچه حالى از صفات او به نظر شرح درآمد پنج است . 1 - بسيار گفتن ؛ و بسيار گفتن دو [ قسم ] است : يكى به زبان : « و من كثر كلامه كثر سقطه » ، خاموش بايد بود كه اوليا را اتفاق است بر آنكه ابدال به چهار چيز ابدال