ايشان به تقليد قانع بود ، سخن ائمه در صحت ايمان مقلّد صحيح است و خداوند سبحانه بر صدق و نياز او رحمت مىآورد او از رستگاران است ان شاء اللّه ، اما سخن ائمه به چنين استدلال سخيف نيازمند نيست كه گويند : بعضى از صحابه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و « رضى عنهم » صاحب تقليد بودهاند ، سبحان اللّه اينها پندارند كه مگر ايشان كه يك دو كتاب در علم كلام خواندهاند صاحب يقيناند و بعضى از صحابه رسول اللّه مقلّد بودهاند « افّ و تفّ على زعمهم » بدين سخن جهل خويش نمودهاند كه معلوم مىشود كه ايشان را خود هرگز يقين حاصل نشده و اگر نه بدانستندى كه طريق حصول يقين چيست و آن نه تعلّم دلايل بهم بسته است و « ردّ و نقض و ان قلت قلت و لم لا يجوز و الّا لدار او تسلسل » و اين اصطلاحات و عبارات و تفصيلات بارد خارج از فطرت .
استدلال حالتى است بسيطه كه در غيب جان مىگذرد و شخص از چيزى باز وقت چيزى مىافتد ، چنان مجمل و پوشيده و يكتا و بىخبر كه آنچه در يك لحظه مىگذرد به يك هفته اگر خواهند مفصّل نمىتوان ساخت ، و بسيارى از اهل صناعات و ساكنان اسواق در اين باب بهتراند از كثيرى از مشتغلين كه به كثرت لم لا يجوز و تقسيمات و تدقيقات ، فطرت خود را خراشيده و بىرونق كردهاند و فرموده
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 1 » كه به معنى « لا تبدّلوا خلق الله » مفسّر گشته نشنودهاند . و لقد صدق القائل قدّس اللّه سره :
روى نفس مطمئنّه در جسد * نقش فكرتهاى بد برمىكند
و قال ايضا :
پس چرا علمى بياموزى به مرد * كش ببايد سينه را زان پاك كرد
هامش
( 1 ) . سوره روم ، آيه 30 « سرشتى الهى كه خدا مردم را بر آن سرشته است ، آفرينش خداى تغييرپذير نيست » .