تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
نهار ، و هر طايفه در يكى از اين حجب بازمانده‌اند ! كجا است ابراهيم صفتى كه از ظلمت مغارهء ارض بيرون آمده در نور ستاره و ماه و آفتاب آسمان نايستد در مقام
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » و از اين جمله در گذشته گويد :
يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
. « 2 » اگر كسى گويد مادّه كل و طبيعت كل و نفس كلّ و عقل كل در كتاب و سنّت مثبت نگشته ( ثبت ) وجود اين‌ها چيست ؟ جواب آن است كه اين‌ها به اين اسامى در كتاب و سنت وارد نگشته ، اما اين حقايق معتبر گشته اما به نامى چند ديگر خوانده شده و مشاحت در اطلاقات نيست ، دوات و قلم در سنت ثابت شده همان است كه در لسان جماعتى مادّه و عقل گويند ، و لوح و كتاب در كتاب وارد شده كه
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
« 3 »
وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
« 4 » و
هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ
« 5 » همان است كه قدما طبيعت و نفس ناطقه كليه گويند . و از ابن عباس منقول است كه در تفسير
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ
« 6 » گفته « الرّق المنشور ما بين المشرق و المغرب » و از اين ملاحده اكثر سخن ايشان بر آن مىگردد كه روح را حجبى چند است كه آن جمله كه قطع كرد آن‌گاه عين خدا مىشود ، و ايشان را با غير اتحاد با روح كارى نيست ؛ و علماى كلام « شكّر اللّه مساعيهم » ابطال « اتّحاد
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 75 « و اين‌گونه ملكوت آسمان‌ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم » . ( 2 ) . سوره انعام ، آيه‌هاى 78 و 79 « اى قوم من من از آنچه [ براى خدا ] شريك مىسازيد بيزارم ، من از روى اخلاص پاك‌دلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمان‌ها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم » . ( 3 ) . سوره بروج ، آيه‌هاى 21 و 22 « آرى آن قرآنى ارجمند است ، كه در لوحى محفوظ است » . ( 4 ) . سوره انعام ، آيه 59 « و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ ثبت ] است » . ( 5 ) . سوره جاثيه ، آيه 29 « اين است كتاب ما كه عليه شما به حق سخن مىگويد » . ( 6 ) . سوره طور ، آيه‌هاى 2 و 3 « و كتابى نگاشته شده ، در طومارى گسترده » .