تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
نقش با نقاش پنجه مىزند * سبلتان و ريش خود برمىكند
چنانچه در حكايات فرعون و ساير گريزندگان از قضا به تدبيرات خود مشهور است . بلى به دعا قضا مندفع مىشود و بلا بازمىگردد ، چنانچه در قصهء « شعيا » عليه السلام كه با ملك بنى اسرائيل گفت - وقتى كه سخاريب نام پادشاهى قصد وى كرده بود - وحى به من آمده است كه آن‌كس يعنى ملك بنى اسرائيل خواهد مرد وصيّت كن و كسى از اهل خويش وصىّ خود ساز ، وى برخاست و دعا و زارى نمود و نماز و تضرع بسيار كرد ، وحى به شعيا عليه السلام آمد كه ملك را بگوى كه خداى عزّ و جلّ دعاى تو مستجاب كرد و پانزده سال اندر عمر تو بيفزود و دشمنان تو را هلاك كرد . امثال اين بسيار است و حكايات آن مشهور است ، ديگر ردّ قضا و نقض وحى در ظاهر شبيه فسخ عزيمت و تبدّل رأى است در آدمى « و تعالى تنزيه الرّبّ سبحانه عمّا لا يليق بجلال القدس و عن سمات المخلوقين » ليكن به اين و امثال اين از امورى كه نبوّت بر آن شاهد است و عقل مبتدى مر آن را جاحد ، ايمان مىبايد آورد « على وجه يليق بجلال القدس موكولا علم كنهه الى اللّه و رسوله و من شاء من عباده »
وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ
. « 1 » حديث « ما تردّدت فى شىء ( ك ) تردّدى فى نفسه المؤمن يكره الموت و انا اكره مساءته و لا بدّ له من لقايى طامّة » . بالاتر از اين يا مثل اين است آنچه گويند در تورات آمده « من بكائه على طوفان نوح حتّى رمدت عيناه » خود كسى چه گويد و مثل « ندم اللّه على خلق البشر و شقّ عليه » و مثل « فاستنشق اللّه رائحة الغبار فقال اللّه فى ذاته لن اعاود لعن الارض بسبب النّاس لانّ خاطر البشر مطبوع على الرّداءة و لن اعاود اهلاك جميع الحيوانات كما صنعت » ، « و فى سفر شموئيل عليه السلام ندمت اذ ولّيت شاول ملكا على بنى اسرائيل » ، « الى غير ذلك من متشابهات التّوراة ان ثبت ، بل و الفرقان و ساير كتب النّبيّين » به اين جمله ايمان مىبايد آورد بىصرف و
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 255 « و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمىيابند » .