كردهاند كه آن حضرت [ پيامبر ] را معلوم بوده كه موت او در ربيع الاوّل خواهد بود ، اى دوستان من ، اى برادران الهى ، موت مؤمن را قياس بر موت ديگران مكنيد كه موت « قرّة العين » مؤمن است .
( و نعم ما قال مولانا الرّومى قدس سره :
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد * گمان مبر كه مرا ياد اين جهان باشد
براى مردن من تو مگو دريغ دريغ * به ديگ دوغ درافتى دريغ آن باشد
جنازهام چو ببينى مگو فراق فراق * مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
مرا به گور رسانى مگو وداع وداع * چه گور پردهء ارواح عاشقان باشد
فرو شدن چو بديدى برآمدن بنگر * غروب ، شمس و قمر را چرا زيان باشد
كدام دانه فرورفت در زمن كه نرُست * چرا به دانهء انسانت اين گمان باشد
تو را غروب نمايد ولى شروق بود * لحد چو حبس نمايد خلاص جان باشد
دهان ببستى ازين سو از آن طرف بگشاى * كه هاىوهوى تو در حدّ لا مكان باشد )
مبارك باد بر ولىّ ما امير خليل اللّه لقاى آنكس كه او خليل او است . هو لنا سلف و نحن بالاثر ، نسأل اللّه لنا و له العافية . اى خوشا حال او كه از محنتآباد جهان خلاص شد و نحن ان شاء اللّه لاحقون غدا مؤجّلون .
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 233 - [ كوشيدن براى خوشبختى دنيا يا آخرت ]
من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير فاضل الملّة و الدّين عبد اللّه .
اگر سبب تقاعد مردمان از طلب راه خدا آن است كه ايمان به سعادت باقيه و لقاء
هامش
( 1 ) . سوره صافّات ، آيههاى 180 و 181 و 182 « منزه است پروردگار تو پروردگار شكوهمند ، از آنچه وصف مىكنند ، و درود بر فرستادگان ، و ستايش ويژهء خدا پروردگار جهانهاست » .