تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
چون كه قبض آيد تو در وى بسط بين * تازه باش و چين ميفكن بر جبين
من عبد اللّه قطب الى الامير الاخوان الالهيّين سلام اللّه و رسوله و خلّص عباده عليه مرة ثانيه . فاللّه يعظّم اجرى و اجر الاخوان اجمعين و اجر شيخهم و اميرهم فى حبيب قلوبنا و عضدنا و نصيرنا فى سبيل اللّه الامير محب الدّين خليل اللّه و جعله لنا سلفا و ذخرا و تلقّاه اللّه تعالى بالكرامة و الحسنى و المغفرة و الزّلفى انّ اللّه رؤف كريم . اكنون جماعت اخوان بايد كه در كارسازى آخرت از آنچه بودند آشفته‌تر گردند و در كارسازى دنيا از آنچه بودند بىپرواتر ، كه آنچه بر سر اين برادر الهى آمد عن قريب بر سر ديگر برادران الهى خواهد آمد ، در آن ساعت كه اين برادر الهى نقل مىكرد بدان جهان ، از كارها كه در ايام زندگانى كرده بود كدام به وصله او نشست ؟ همهء برادران الهى امروز دست به آن كار گيريد ، اگر آن كار مىدانيد كه چيست فبها و الّا من بگويم . آن كار استهتار است در ياد خداى ، چنانچه از دوست و دشمن شما را ياد نيايد و آفرين و نفرين مردمان بر شما يكسان باشد . اكنون چون چنين است ، پس اين جماعت كه به آزار شما ايستادگى نموده‌اند بايد كه يك سر موى كينهء ايشان در دل شما نباشد ، براى آنكه كينه با كسى فرع آن است كه از وى ياد باشد و مؤمن بايد كه از غير خداى عزّ و جلّ ياد نداشته باشد و فى الحال كه از ميان قضيه بيرون رود ، غمرات ذكر خدا چندان او را فروگيرد كه آن قضيّه يادش نيايد كه چون بود و چه گذشت ، چنانچه اهل هوا مست هوااند ، اهل خدا بايد كه مست ذكر خدا باشند . اى وليم ! اهل هوا بر سر خيالات كه بسته‌اند كه چنان شود ، اگر سخت لرزان باشند و از ناشدن آن ترسان ، به محلّ است ، براى آنكه قيام ايشان به آن خيالات است ! اهل حق را كه پناهى از حق باشد جز فراغت مطلق وظيفه‌اى نيست ، درستى كار اهل حق در شكست است ، از شكست ايشان كجا ترسند ، وظيفهء زيست اخوان با كسى كه مخالفت ايشان باشد اعراض است و از غالب شدن ايشان باك نداشتن ، كه ايشان در عين غالبى مغلوب‌اند و اهل حق در عين مغلوبى غالب .
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 541 | عبد الله قطب بن محيى