تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 229 - [ مردمان همه حيوانات برّىاند به طبع ، اما به پيروى شرع منقلب گردند ]

من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه و حبيبى الامير محبّ الملّة و الحق و الدّين الشيخ محمد . آدمى به فطرت از جهان الهى است و به خلقت از اين جهان ، اگر خلقت او رنگ فطرت گرفت ، چون به جهان فطرت بازگشت در آسايش و نعمت است و اگر خلقت او رنگ فطرت نگرفت چون به آنجا بازگشت سراسيمه و مضطرب است ، و رنگ فطرت آن سيرت و سيما است كه پيغمبران داشته‌اند ، پيروى ايشان مىبايد كرد و اصحاب ايشان تا برهند و الّا رهايى نيست و اگرچه مصالح جهان مهم است ، اما نزد اين مهمّ بزرگ كه انديشهء نجات است در جهان ابدى آن را به مهمى نمىتوان نهاد ، مهمات جزئيه گاهى مهم است كه مهمات كليه رو ننموده ، اما بعد از آنكه مهم كلّى رو نمود ، وجود و عدم مهمات جزئيه يكسان مىشود ، چنانچه زخم كيك در جنب زخم مار ، منسى گردد و مهم منحصر باشد در انديشهء نجات از شرّ مار ، حقيقة كه آنچه آدمى را در پيش است از اهوال و احوال بعد الموت نسبت آن به مضارّ جهان زياده از نسبت مار است به كيك ، پس مؤمن را مهمى نمانده جز انديشه نجات آخرت . اى ولى من ! در اين ساعت كه آدمى فرورفت چنان دان كه در دريايى فرومىرود ، اگر ماهى آن دريا شده او را آن پيش آيد از راحت كه ماهى را از دريا ، و اگر ماهى آن دريا نشده او را آن پيش مىآيد از اضطراب كه حيوان برّى را پيش مىآيد از غرق . درياب ، درياب و از دم مرگ ياد آر كه دمى عجب است . اى ولى من ! مردمان همه حيوانات برّىاند به طبع ، اما به پيروى شرع منقلب گردند و ماهى الهى شوند ، واى بر آن‌كس كه پيروى طبع كرد نه پيروى شرع ، آن روز كه دريا