بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 228 - [ رفتن مشكل است ، دونهمّتى مكنيد ]
من عبد اللّه قطب الى الاخوان الالهيّين ، كثّرهم اللّه و بارك عليهم اجمعين .
چون خداى عزّ و جلّ مطلقا جريان وجود در مجارى اسباب مقرر فرموده و فعل خاص آشكارا نمىفرمايد ، اين معنى سبب استيلاى غفلت شده بر خلايق ، تا به حدّى كه كثيرى به انكار و نفى تصريح كنند و باقيان عملشان عمل منكران باشد « الّا من شاء اللّه » و قليلى كه نور يقظه در دلشان افتد ، چون پيوسته اهل غفلت و قساوت بينند بيم است كه آن نور در ايشان منطفى گردد ، و اگر افرادى از ايشان دورى جويند ، خوف هست كه براى وحشت وحدت رجوع قهقرا دست دهد ، پس طريق منحصر است در انفراد از اهل غفلت ، به شرط اجتماع با اهل يقظه ، و خداى عزّ و جلّ كثيرى از مقدّمات اين طريق بر شما جماعت اخوان راست آورده و به زمينى مبارك شما را راه نموده كه در آن خانهها سازيد و آنجا به عبادت و ذكر مشغول شويد و به عروهء وثقى تمسك جوييد و تعاون بر بر و تقوا شعار خويش سازيد و مرجعى باشيد هر سالك منقطع را كه از بىرفيقى در غرقاب حيرت مانده باشد و از بىكسى بر يأس مشرف شده .
اكنون زينهار اى قافلهء راه خدا ، كه از يكديگر متفرّق مشويد كه اين راه پرآفت است و اعدا و لصوص بسيارند و بىآنكه جماعتى انبوه بهم شوند ، رفتن مشكل است ، دون همّتى مكنيد و حظوظ جسمانيهء سريع الزّوال را زير پاى درآريد و به چنين امر جزئى از چنان امر كلّى باز نمانيد و سيرت صحابه در تجريد و تفريد ، ياد آوريد « سيروا سبق المفردون » و السّلام .
* * *