فرموده براى خود و ما همه كرده باشد ، اگر ما بدكرداريم ، به نيككردارى محمد صلى اللّه عليه و آله بر ما رحم كن :
جمله در كار او كنى تو مگر * ورنه روى خلاص نيست دگر
و بذكر محمّد صلى اللّه عليه و آله نختم الكلام و على وليّى السّلام .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 227 - [ آدمى ظلوم جهول باشد مگر آنكه به كار خدا مشغول شود ]
من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير ركن الدّين حسن .
مادام كه شخص را با دو كس علاقه باشد و يك علاقه از آن اقوى باشد از علاقهء ديگر چون ترجيح علاقهء اضعف بر علاقهء اقوى كند ظالم باشد ، مثل آنكه او را پدرى باشد و عمّى ، شكى نيست كه علاقهء به پدر اقوى است از علاقهء به عمّ ، چون ايثار عمّ بر پدر كند ظالم باشد و قاطع .
بعد از تقرير اين مقدّمه معلوم باد كه علاقهء آدمى به خداى عزّ و جلّ اقوى است از علاقهء او به خود ، براى آنكه اين خودى خدا به او داده و به واسطهء خداى عزّ و جلّ او را حاصل شده ، و واسطهء اقرب باشد از ذى الواسطه ، ( هنوز بوى خودى نشنوده بود كه با خداى عزّ و جلّ آشنا بود ، پس علاقهء به خداى عزّ و جلّ اصلى است و علاقهء به خود طارى و هرگز طارى چون اصلى نباشد ، طارى زائل شود و اصلى باقى باشد و چگونه آنچه در اين ميانه عارض شود برابر باشد با آنچه اوّل و آخر آن است ) و با آن كه علاقهء او به خداى عزّ و جلّ اقوى است از علاقهء او به خود ايثار جانب خود مىكند و هميشه در كار خود و نصرت خود است و به كار خدا و نصرت خدا مشغول نمىشود .
هرآينه آدمى ظلوم جهول باشد و اين نام از او برنخيزد مگر گاهى كه به تمام نظر از خود كوتاه كند و بالكليّه به كار خدا و نصرت خدا مشغول شود و اصلا در كار خود و