تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
است و از آن گزيرى نيست و گريزى ميسر نه و جز صبر چاره‌اى نه ، تا آن زمان كه زمان محنت سرآيد ، اعنى موت كه تحفهء مؤمن است دررسد ، و چگونه از اين محنت توان رهيد ، و موجب آن ، گناه عامّه است كه چون جمهور مردمان به فساد مشغول شوند ، عذاب عامّ دررسد و صالح و طالح همه را شامل شود ، اگر موجب آن گناه خاص بودى ، گيرم كه شخص سعى كردى و خود ( را ) از گناه نگاه داشتى و آن نيز هيهات . اما چون موجب گناه عامه است ، چارهء آن اصلاح خلق است و اين مرجوّ و مقدور نيست ، جمهور از آن مغمورتراند كه اين از ايشان طمع توان داشت ، پس ماند كه صبر كنند و تن دردهند تا قضا حكم خود آشكار كند ، اگر آفت ملخ رسد و اگر آفت « آب كاست » و اگر ظلم حكّام و اگر ابتلاى قروض و اگر غير اين‌ها چيزى « كائنا ما كان » هر چه باشد صبر مىبايد كرد و جزع نمىبايد نمود ، اما چنين صبر جز به خدا نتوان كرد چنانچه به رسول خود فرمود :
وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ
. « 1 » بشر ضعيف است اگر با او افتد واى بر او ، خدايا چون ضعف مشتى ناتوان مىبينى و از قوّهء خويش ايشان را قوّتى بخش ، خدايا اينان كه عزيمت سلوك سبيل تو كرده‌اند ايشان را ثبات دل كرامت فرماى و شيطان را بر ايشان تسلّط مبخش كه از راه تو باز دارد و دشمن كام سازد ، خدايا بندهء تو امير شيخ محمد چون از همه سو بر او بار است تو او را يار باش كه چون تو يار باشى آن بار زيان ندهد ، خدايا اسباب ذكر و اجتماع بر خير بر ما آسان گردان ، خدايا شنيده‌ايم كه ( چون ) شخصى را به بهشت برند و ياران او را به دوزخ ، او درنگ كند ( كه ياران او بيايند ) ، گويند : ايشان را كردار بهشتيان نبود ، گويد : من براى خود و ايشان ( هر دو ) عمل مىكردم ، فرمان آيد كه همه را به بهشت بريد ، ما امت محمد ( يم ) صلّى اللّه عليه و آله و كرم او تقاضاى آن كند كه عمل كه
هامش
( 1 ) . سوره نحل ، آيه 127 « و صبر كن و صبر تو جز به [ توفيق ] خدا نيست » .