در بيان آنكه كمال دوستى و محبّت را نشان آنست كه يكدم « 1 » از دوست جدايى ميسّر نگردد ، كه لذّت عاشق در خدمت معشوقست ، و آنكه « 2 » حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - « 3 » فرمود : « زر « 4 » غبّا تزدد حبّا » « 5 » بنا بر آن بود كه دوستى كلّى در آن جماعت كه اين خطاب با ايشان بود ، « 6 » نمىديد ، چرا كه هنوز به عشق نرسيده بودند .
كه سالك را بهسان اطفال اوّل شير بايد داد و ديگر غذا و بعد « 7 » از آنكه قوّه و پرورش يابد شراب . مقام « 8 » مبتديان كه از صورت شريعت به راه طريقت قدم ننهاده « 9 » باشند ، مقام شيرخوارگانست ، و اهل طريقت همچون اطفال كه به غذا خوردن درآيند اگر روزى غذا مكرّر گردد زيان يابند و روى زرد گردند و اهل محبّت و عشق شرابخوارگانند ، كه هر چند شراب نوشند سير نگردند ، و اگر ساعتى از ساقى و شراب دور افتند گرفتار خمار گردند و دواشان شراب باشد . « 10 » و السّلام .
بيا باده از جام جان نوش كن * بيا فكر ماضى فراموش كن
بيا چشم بگشا و ديدار بين * بيا گل برافشان و گلزار بين
بيا در خرابات و رسوا نشين * بيا خويش بگذار و با ما نشين
بيا سوى ميخانه « 11 » زنّار بند * بيا همچو گل بر رخ خار خند
بيا در بساتينِ عرفان نگر * بيا بهر لؤلؤ به عمّان نگر
مرو همچو طفلان پى شير و آب * در آتش درآ خوش بهسان كباب
مرو بهر نان و مكن فكر جان * كه نانخواره هرگز نيابد « 12 » امان
هامش
( 1 ) . س : دوستى را نشان است كه يكدم .
( 2 ) . ل : كه لذت در خدمت معشوقست عاشق را و آنكه .
( 3 ) . م : عليه و سلم ؛ ل ، ج ، س : صل .
( 4 ) . ج : فرمود كه زر .
( 5 ) . ر ك . شهاب الاخبار ، ص 308 ؛ فرهنگ مأثورات ، ص 265 .
( 6 ) . ج ، س : كه به ايشان خطاب بود .
( 7 ) . س : بايد داد و بعد .
( 8 ) . س : كه مقام .
( 9 ) . س : شريعت قدم به راه طريقت ننهاده .
( 10 ) . م ، ن ، ج ، س : در دنباله دارند ؛ و صلى اللّه على ( م ، ج : خير خلقه ( ج : و مظهر حقه ) ) محمد و آله ( م : و سلم ) . و هيچكدام از نسخهها « و السلام » را ندارند .
( 11 ) . ل : بتخانه .
( 12 ) . س : نباشد .