تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
به سوى فقيران بىكسب و كار * دلم بود پيوسته مشتاق و زار به هرجا كه بودى يكى دلق‌پوش * ز شوقش درونم همىكرد جوش هم از اهل صورت هم از اهل غيب * به گردم بسى بود بىشكّ و ريب و ليكن دل زار غمگين من * كزُو زيب من بود و آيين من ز اصحاب صورت گريزان بُدى * چو ايشان بديدى پريشان شدى 4765 و ليكن در ايثار فرقم نبود * تفاوت ز اخلاص و زرقم نبود ندانستمى حال هر نيك و بد * كه مىبود چشمم هميشه به خود همه يار مىديدم اى يار و بس * نمىبود كاريم با كار « 1 » كس دلم زار و مجروح دلدار بود * همه كارم اين بود و اين كار بود در آن مرزوبوم بودند هم رهزنان * كه در پرده بودند همچون زنان 4770 ز زشتى به چادر نهان كرده روى * بريده ز باب و گريزان ز شوى نديده يكى مرد چون شير مست * به خلوت خزيده چو دونان پست ازيشان يكى آمد اندر « 2 » برم * نمىديد جز صورت و پيكرم به پيشم درآمد به‌سان صَبى * كه دارم يكى شيخ همچون نبى به خلوت نشسته در آن كوهسار * ابا ذكر حقَّست و حيران كار 4775 به جز ذكر حق نيست كارش مدام * مريدش شو و پُر مپز فكر خام « 3 » مشو سوى رندان بىپا و سر * بمفروش « 4 » گاو و نگهدار خر نگهدار املاك و مال اى پسر * كه ناگه چو ايشان شوى دربه‌در « 5 » مبادا كه ناگه قلندر شوى * نگردى مسلمان « 6 » و كافر شوى مرو سوى مستان بيكاروبار * مكن خانه ويران مشو بىوقار 4780 كه آن دلق‌پوشان بىخان‌ومان * گرفتار آبند و محتاج نان
هامش
( 1 ) . ن : كارم ابا كار كس . ( 2 ) . ل : آمد آن دم . ( 3 ) . ل : پرهيز فكر خام . و س : پر مبين فكر خام . ( 4 ) . س : نه مفروش . ( 5 ) . اصل : دربه‌در ( دربه‌در ) . ( 6 ) . ل ، ن ، ج : مسلمان نگردى ؛ س : مسلمان نگرديده .