تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
شناساى سرِّست و فارغ ز ذكر * نبيند نجويد به جز صاف بكر كه مستور و بكرَست مقبول دل * جمالى همينَست مأكول دل
رسيدن پيرمرتضى على اردستانى - قدس « 1 » سرّه - به ارديستان « 2 » و نظر اهل دل يافتن و 4705 ميل به صحبت مشايخ و زهّاد كردن و نظر اهل غيب نگاه داشتن . و بيان آگاه بودن ارباب دل از غيب سالك « 3 » و نگاه داشتن او را از نظر « 4 » آلودگان عالم صورت و درست كردن شكستهاى ايشان . كه ناقص همچو طفلست ، و اطفال نتوانند كه بكارت از ابكار بردارند ، بلكه اين شيوه « 5 » خاصّهء مردان مردست . « 6 » و صلّى اللّه على خير خلقه محمّد و آله و سلّم . « 7 »
چو از شيخ عاشق نظر برده بود * چه گر اين مى از ازل خورده بود « 8 » 4710 بشد عارف از شيخ عاشق « 9 » دلش * كه بُد يار و همدم به هر منزلش به ارديستان رفت بار دگر * كه تا فيض يابد ز اهل نظر كه بعد از نظرهاى اهل غيوب * كه هستند واقف ز سير « 10 » قلوب به صحبت ببايد تن آراستن * كه دل فيض يابد ازين « 11 » خواست در آن حين « 12 » شناساى اسرار جان * چو گنجى نهان بُد در ارديستان « 13 » 4715 به نور رخ آن شمع پروانه‌جوى * برافروختى مجلس از خلق و خوى ز رخسار آن شمع از ماه به « 14 » * نمودى چو مه‌طلعت روزبه كه از پرتو طلعت مرتضاست * صفايى كه چون روح در اولياست چو ديدند در جامش آثار مى « 15 » * فغان درگرفتند و زارى چو نى
هامش
( 1 ) . ن ، ج ، س : مرتضى على قدس . ( 2 ) . ل : مرتضى على بارديستان . ( 3 ) . ج : دل از رغبت سالك . ( 4 ) . س : اهل غيب نگاه داشتن او را از نظر . ( 5 ) . ل ، ج ، س : ابكار بردارند اين شيوه . ( 6 ) . م ، س : ز سرّ . ( 7 ) . م : خير خلقه و مظهر لطفه محمد و آله اجمعين ؛ ن ، ج : و صلى اللّه على محمد و آله ( ج : و سلم ) . ( 8 ) . م ، ل ، ن ، ج ، س ، مصراع دوم : [ ( ل ، ن : چو ) چه گر اين مى اندر ازل خورده بود ] . ( 9 ) . س : از شوق عاشق . ( 10 ) . م ، س : ز سرّ . ( 11 ) . ن ، س : درين . ( 12 ) . س : دارن چين . ( 13 ) . ج ، س : نهان بد درين داستان . ( 14 ) . م : از ماه مه ؛ س : از ماه نه . ( 15 ) . س : آثار نى .