تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
در بيان آنكه سالك مجذوب اوّل نظر مىيابد و به كسب مشغول مىشود و به جذبه 4665 مىرسد ؛ و مجذوب سالك نظر مىيابد ، و به جذبه مىرسد « 1 » و به سلوك بازمىگردد و سالك غير مجذوب به‌واسطهء « 2 » آنكه نظر نيافته ، « 3 » به جذبه نمىرسد و سلوك بىحاصل « 4 » مىكند . آنان كه نظر يافته‌اند ، در بدايت حال ، و به درجهء معشوقى رسيده‌اند ، اگر عاشق شوند و به خدمت مشغول گردند ، « 5 » به جذبه رسند ، « 6 » و اگر به كوى ناز روند ، ضايع بمانند ، و اگر بعد از خدمت ، نظر يابند و اوّل به كسب مشغول بوده باشند ، « 7 » به مراد 4670 برسند ، « 8 » غرض آنكه بىنظر صاحب كمال « 9 » و جدّ مريد ، گشايش نمىشود . « 10 » و صلّى اللّه على خير خلقه محمّد و آله و سلم . « 11 »
چو آن طالب سِر ز شيخ كبار * نظر يافت چون گل ز باد بهار چو جان جاى سِر شد چو دل جاى گنج * چو او را نديدى ز وصفم مرنج تو زُو خار ديدى و من جمله گُل * كه گه كُل چو جزوست و گه جزو كل 4675 ز جان بوالعَجبها بسى ديده‌ام * بسا گل كه از خال دل « 12 » چيده‌ام به طفلى چو آن شاه خوارى « 13 » كشيد * چو مردان ره عشق‌بازى گزيد به جز عشق جانان به جز درد يار * همه كارها عار دان عارعار بكوش و به چنگ آر دوست « 14 » دوست * مرو همچو طفلان پى قشر و پوست ز شيراز چون شاخ گلنار من * به ارديستان شد پى كار من 4680 به جان بود پيوسته « 15 » جوياى يار * همه عشق ورزيد و اسرار كار
هامش
( 1 ) . س : نمىرسد . ( 2 ) . اصل : به واسطهء ( بواسطهء ) . ( 3 ) . اصل : نيافته . ( 4 ) . س : سلوك حاصل . ( 5 ) . ل : شوند ؛ ج : شوند و بر روى آن خط كشيده و دوباره نوشته شده است گردند . ( 6 ) . س : رسيده‌اند . ( 7 ) . س : مشغول باشند . ( 8 ) . ل ، ج : بمراد رسند . ( 9 ) . ج : صاحب جمال . ( 10 ) . ل : در ادامه دارد : نظم ، بقيهء جمله را ندارد : س : در ادامه دارد : و السلام على من اتبع الهدى ، ادامهء جمله را ندارد . ( 11 ) . م ، ج : صلى اللّه على محمد و آله و سلم . ( 12 ) . ل ، ن ، ج ، س : خار دل . ( 13 ) . س : خارى . ( 14 ) . ل ، ن ، ج ، س : اى دوست . ( 15 ) . اصل : پيوسته .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 362 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى