عطاى خداوند اى مرد كار * برد ره به سوى طلبكار يار
عمل كن نكو و فراموش كن * هر آن پُخت دهد يار خوش نوش كن
4475 اگر زهر مارَست و گر قند « 1 » و شير * يقين دان كه آيد « 2 » به ايماى پير
جمالى روان كن چو در آب شير * در احوال اين شيخِ مولود « 3 » پير
تتمهء معنى
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ
« 4 » و اشارت به تأويل
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
« 5 » كه دوست غيورست ، با آنكه « 6 » هزار بار از آفتاب پيداترست ، « 7 » چون تو او را نمىبينى ، من به جز از اشارت كردن نتوانم ، نبينى كه چون سؤال از روح كردند ، جواب آمد كه
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي .
« 8 » يعنى روح در امر پروردگار منست ، از اينجا معلوم گردد ، كه آن سرّ الهى كه پرورندهء روح مصطفاست - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - « 9 » برتر از اسراريست ، كه پروردگار ارواح « 10 » ديگرانست . هرگاه كه معنى
الم *
معلوم كنى ، بدانى كه با مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - « 11 » چيزى همراه است ، كه آن نمىتوان « 12 » آموخت . از روى ارادت به كتاب شرح الكنوز « 13 » كه بحر رموزست ، مشغول شو « 14 » و درويشان را دوست دار و 4485 از صحبت فقرا احتراز مكن ، تا راه به مقطّعات برى و حظّ از « 15 » قرآن بيابى .
شمّهاى از احوال مولود حضرت اكمل المتصوّفين و مرآة العارفين ، پيرمرتضى على اردستانى - قدّس سرّه - « 16 » بيان كرده مىشود ، تا باشد كه وقوفى از درويشى درويشان بردارى . « 17 » و صلّى اللّه على خير خلقه محمّد و آله و سلّم . « 18 »
هامش
( 1 ) . ل ، ن ، ج ، س : مارست ور قند .
( 2 ) . ج ، س : دان كه باشد .
( 3 ) . اصل : شيخ مولود .
( 4 ) . بقره / 3 .
( 5 ) . اسرا / 85 .
( 6 ) . ل : روشنترست .
( 7 ) . م : با آنك .
( 8 ) . اسرا / 85 .
( 9 ) . م : عليه و سلم .
( 10 ) . ج : اسراريست كه پرورندهء ارواح ؛ س : سر الهى كه پرورندهء ارواح .
( 11 ) . م : عليه و سلم ؛ ل ، ج ، س : ص .
( 12 ) . س : كه آن را نمىتوان .
( 13 ) . ج : به اين كتاب روح القدس و شرح الكنوز .
( 14 ) . س : شرح كنوز و بحر رموز مشغول شو .
( 15 ) . م : حظى از ؛ س : حفظ از .
( 16 ) . هيچكدام از نسخهها عبارت « قدس ره » را ندارند .
( 17 ) . ل : ادامهء جمله را ندارد .
( 18 ) . م : و آله اجمعين و سلم ؛ ل : آله و صحبه و سلم ؛ ج : خير خلقه و مظهر حقه ، ادامه ندارد ؛ س : و آله الطيبين الطاهرين .