تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
عملهاى نيكان چو خضر اى پسر * به هرجا كه بايد نمايد نظر تو گر يار خويشى به نيكى فزا * گرت هست اميدى به روز جزا به حق دو جادوى آن ترك مَست * به چين دو زلفش كه دام منَست « 1 » 4265 به آن قدّ و قامت كه دار دلست * كه در دار و دارين يار دلَست به آن غمزه‌هاى نهان و عيان * كه چون تير هردم زند بر نشان كه هرچه بكارى يكى هفتصد * به هرجا كه بايد يقين بردهد به كسب و عمل كوش منگر جزا * كه در وقت حاجت نمايد وفا « 2 » جمالى از آنَست فارغ ز كار * كه شاخ اميدش برآورد بار « 3 » 4270 ز اكرام دلدار و الطاف يار * همى شرمم آيد ازين كسب و كار محبّت فزاى و مبين كسب و كار * كه شاخ محبّت دهد برگ و بار ولى تخم بىدرد هرگز مكار * كه بىعيش هرگز نبينى ثمار

تتمهء معنى يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ

« 4 » و معنى
جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 5 » و معنى « الدنيا مزرعة الآخرة » « 6 » و احوال شيخ عراق و نگاه داشتن دختر پادشاه ، در ميان « 7 » جاهلان و مستان ، و اثبات 4275 قدرت الهى و مزيد « 8 » استقامت به روز جزا و اعتماد به عطاى خدا و باور داشتن قيامت . اى اخى به صدق و محبّت اين رموز بدانى . « 9 » و السّلام . « 10 »
چو در خواب خوش رفت سرهنگ شاه * كه غفلت‌پذيرَست تخت و كلاه در آن وقت ميمون خضر رخ نمود * ز زارىِ آن دخت پاسُخ نمود ابا گوش دختر بسى راز گفت * حديث گذشته همه باز گفت
هامش
( 1 ) . س ، مصراع دوم :[ به چين دو زلف و دو زلفش كه هست ] .( 2 ) . م : حاجت درآيد وفا . ( 3 ) . ل ، ن ، ج ، س ، مصراع دوم :[ كه شاخ اميدش دهد برگ و بار ] .( 4 ) . بقره / 3 . ( 5 ) . توبه / 82 . ( 6 ) . ر . ك : كشف الخفا ، ج 1 ، ص 495 ؛ احاديث و قصص مثنوى ، ص 358 . ( 7 ) . ل ، ن ، ج ، س : پادشاه روم در ميان . ( 8 ) . م : قدرت حق و مزيد . ( 9 ) . س : بدان . ( 10 ) . ن ، ج ، س : در ادامه دارند : و صلى اللّه على محمد و آله . و به همراه « ل » ، « و السلام » را ندارند .