تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
نباتات ، « 1 » كه از خاك و آب ، به همراهى باد و آتش ، بالا مىكشند ، جدا مىسازند و شخص تا بصير خلق « 2 » سماوات و ارض نباشد ، فهم اين كلمات نتواند كرد ، يعنى تا در برزخ « 3 » علويّات و سفليّات ، كه قرارگاه انسانيست درنيايد ، از فراز و نشيب خود خبردار نگردد . و 4115 هرگاه كه شخص هم عاشق و هم معشوق باشد ، « 4 » اين لذّات « 5 » دريابد و بعد از آن ميل بر ديگر لذّات نكند ، كه اين عالم از آن بىنصيبان عالم صورتست « 6 » و آسمانيان « 7 » و زمينيان ، ازيشان نصيب « 8 » مىستانند . و انبيا خوى اين بىنصيبان دارند ، اما سلاطين ، نصيب نفس « 9 » مىدهند و صلحا و عبّاد ، نصيب دل مىگيرند ، عاشقانند كه به جز ايثار كارى ندارند ، سلاطين اگر از طريق انبيا قدم « 10 » بيرون ننهند ، هرگز شرمنده نگردند ، و 4120 كس برايشان غلبه « 11 » نكند ، « 12 » هركس كه به عشق ، يا به هم‌صحبتى عشّاق رسد ، « 13 » برين حال مطّلع گردد ، بىكسب « 14 » و كار ، چرا كه حال به قيل « 15 » و قال در نتوان يافت ، اگر درين حال مشغول خود شود ، صوفيان او را مشرك خوانند ، كه كافران در دنيا ، يعنى عالم صورت ، لذّت يابند و مؤمنان از غيب . زنهار كه با اهل محبت نشين « 16 » تا بدانى كه لذّت چه باشد . و السّلام . « 17 »
بيا صاحب دل كه دلجوست يار * به جز دل درين جا و منزل مَيار دل صاف خواهم دل صافِ صاف * كه چون تيغ مصرى بود در غلاف ولى بايد اينجا كه باشد سَليم * كه در صدر ساقى بود مستقيم
هامش
( 1 ) . ل : چون نبات . ( 2 ) . م : بصير به اسرار خلق . ( 3 ) . س : بروج . ( 4 ) . م ، ل ، ج ، س : هم عاشق باشد و هم معشوق . ( 5 ) . م ، ن ، ج ، س : اين اسرار و لذات . ( 6 ) . ج : بىنصيبانيست كه در عالم صورتند . ( 7 ) . س : از ان بىنصيب نيست كه در عالم صورت‌اند و آسمانيان . ( 8 ) . ل ، ن : ازيشان فيض و نصيب . ( 9 ) . س : از طريق اين قدم . ( 10 ) . س : از طريق اين قدم . ( 11 ) . اصل : غلبه . ( 12 ) . ل : غلبه نيابد . ( 13 ) . س : به عشق يار به هم‌صحبتى عشاق رسيد . ( 14 ) . ل : گردد و بىكسب . ( 15 ) . ل : حال از قيل . ( 16 ) . ل : نشينى . ( 17 ) . م : و السلام على خير الانام ؛ ل ، ن ، ج ، س : ( ل : گوش به نظم دار ) و صلى اللّه على ( ل : خير خلقه ) محمد و آله ( ج : و سلم ) و السلام را ندارند .