تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
سزد گر نى اين دم شكايت كند * كه در سرّ ناله حكايت كند بگويم دو حرفى ز روحانيان * كه باشد بيابى تو لذّات جان چو سرّ ولايت درين آب و گل * به ارواح مجمل شود متّصل 3650 درآيد چو آتش درين خاك و آب * به امداد بادى كه خيزد ز باب كه تا صورت پاك بس دلپذير « 1 » * به عالم نمايد رخ بىستير « 2 » شعار نبوّت درين « 3 » سَر بود * خرد ليك از اخبار من « 4 » كر بود چو آن صورت اى دل نمايد جمال * ز ننگ « 5 » صُوَربين پذيرد زوال دل آن وقت و ساعت شكايت كند * چو نى زار گريد « 6 » حكايت كند 3655 بيا دل بناليم چون نى دگر * كه تا در بر آيد قد نيشكر كه سالك دودل شد ز بهر نعيم * كليم از چنين حال شد دل دونيم درين ره نگنجد كلام و كليم « 7 » * كه حرف و كلامَست بهر سَليم در اسرار عاشق مجو خوف و بيم * كه عاشق نداند نعيم و جحيم چو در بيشه رفتى « 8 » بر شير مست * فكندى به درياى جوشنده « 9 » شست 3660 به امّيد صيدى « 10 » شكار آمدى * درين آب و آتش چه كار آمدى چو سيرت در اين « 11 » دير بىسر فتاد * كمان و كمندت ز بر اوفتاد « 12 » شدى صيد « 13 » جان من اى جان و دل * كنون باز شاهى چه باكت ز گِل چرا ترسى از گِل چو جمله دلى * تو از خود جدا شو كه در منزلى چه ترسى چو مطلوب در كار تُست * به هرجا كه هستى « 14 » خبردار تُست 3665 خداخوان درين منزلش راه نيست * كه ميل درونش به اللّه نيست
هامش
( 1 ) . ل : دل‌فريب . ( 2 ) . ل ، مصراع دوم :[ كه بىتو ندارم زمانى شكيب ] .( 3 ) . م ، ل ، ن : در ان . ( 4 ) . س : اخبار اين . ( 5 ) . س : ز نيك . ( 6 ) . س : گويد . ( 7 ) . س : كلام كليم . ( 8 ) . س : رفتن . ( 9 ) . س : جوشيده . ( 10 ) . اصل : صيدى . ( 11 ) . م : برين . ( 12 ) . ل ، ن : ز بر درفتاد ؛ ج ، س : به بر در فتاد . ( 13 ) . اصل : صيد . ( 14 ) . ج : به هرجا كه بينى .