تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
حيات و ثبات « 1 » تو از مالكَست * كسى كين نداند يقين هالكَست همىكوش در نزد او بنده‌وار * كه از دست ندهى دل شهريار چه گويم چو « 2 » سُلطان غلام تو شد * حيات قديمى به كام تو شد 3520 درين وقت نازك شكايت مكن * تو كَلّ اللّسان شو حكايت مكن چو آن نار بىنور طاعت‌پرست * بپيوست « 3 » در نور و ديده نشست تو اى نور ديده درين روشنى * رها كن روشهاى ما و منى كه غفلت درين دم حكايت كند * چو مهجور بيدل شكايت كند جمالى نگويد حكايات پوست * شكايت نگنجد به ديدار دوست

تتمهء تأويل بيت مثنوى « 4 » معنوى مولوى - قدّس سرّه - « 5 » كه :

« بشنو از نى چون حكايت مىكند * وز « 6 » جداييها شكايت مىكند » « 7 » يكى سِر درآمد در آدم ز غيب * كه بنمود ابليس بر غير عيب چو آن سِر كه آدم ازُو زنده شد * ملِك روى او ديد و زيبنده شد ملايك رسانيد در زندگى * همه « 8 » رو نهادند در بندگى 3530 كمر پيش آدم ببستند پاك * كه گنجى بديدند در زير خاك چو آدم نظر كرد در جان خويش * لطائف بديد اندر اركان « 9 » خويش لطافت چو افزون شد از آن نظر * جدا گشت حوّا چو كان شكر ز آدم چو حوّا جدا شد جدا * بلا رو در او كرد بىانتها « 10 » ز آدم نهان گشت « 11 » حوا دمى * در آن لاله‌زار از پى گندمى
هامش
( 1 ) . ج ، س : حيات و ممات . ( 2 ) . ن ، ج ، س : كه . ( 3 ) . س : نه‌پيوست . ( 4 ) . س : تتمهء مثنوى . ( 5 ) . ل ، س : سره العزيز . ( 6 ) . ن : از . ( 7 ) . ن ، ج ، س : بعد از اين بيت دارند : گوش بر موز دار و صلى اللّه على ( ن : خير خلقه ) محمد و آله ( ج : و صحبه ) . ( 8 ) . اصل : همه . ( 9 ) . ل : اندر آن كان . ( 10 ) . ج : بىمنتها . ( 11 ) . س : نهان كرد .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 302 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى