ازيرا شنيدى در انجام كار * ندايى از آن يار بَس بردبار
بسى پيچ ديدى چو زلف دراز * كه محمود بودى و گشتى اياز
ايازى و ليكن نبازى نياز * متاز و بناز و مسوز « 1 » و بساز « 2 »
خرابات جستى بسى در نهان * كه شد فاش بر تو كنون سرّ جان
3485 خرابات عشقَست و جام شراب * درين خانه نايد « 3 » به غير از خراب « 4 »
درين خانه نايد « 5 » به جُز اهل راز * درين صف نگنجد نماز و حجاز
درين خانه نايد به جُز دل كباب * درين راه نبود به غير از شتاب
درين خانه نبود قرار اى صنم * كه نى جاى انسَست « 6 » و جاى رقم
تو حال قيامت درين خانه بين * درين خانه پيمان و پيمانه بين
3490 نيايد درين بيت بىپا و سر * حريف حروف و غنيم خبر
به جز مست شيداى بيكاروبار * درين كوچه اى جان ندارد گذار « 7 »
نگفتم در اوّل كه اين در مزن * كزين در نباشد ره مرد و زن
كه اين كوى رندان و آشفتگانست * طريق يلان و ره عاشقانست
نگفتم در اوّل كه آسان « 8 » مبين * مقامات و لمعات « 9 » بس آتشين
3495 درين بارگاه اى دلارام من * نباشد نشانِ مكان « 10 » و وطن « 11 »
غريبانه بايد ازين درگذشت * بسى با تو گفتم من اين سرگذشت
درين بارگاه اى فلان « 12 » غم مخور * كه غم ره ندارد درين آبخور
درين باغ و كشور گل و لاله نيست * نمودار و آثار دلّاله نيست
همه چشم باشد درين « 13 » بارگاه * كه جز ناز « 14 » نبود در ايوان شاه
هامش
( 1 ) . ل : بسوز .
( 2 ) . ن : نساز .
( 3 ) . ل : نبود .
( 4 ) . ج ، س : كباب .
( 5 ) . ل : نبود .
( 6 ) . ل : آنست .
( 7 ) . م ، مصراع دوم :[ ندارد درين كوچه جانان گذار ] ؛س : جان نگهدار يار .
( 8 ) . اصل : آسان .
( 9 ) . م : نمودار لمعات .
( 10 ) . ن ، س : نشان و مكان .
( 11 ) . م : مكان وطن ؛ ل ، مصراع دوم :[ نباشد مكان نشان وطن ] .( 12 ) . م : برين در كنون اى فلان .
( 13 ) . س : همه چشمداران درين .
( 14 ) . س : نار .