تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
كه در جام طالب زحيرَست و بس * چو مطلوب يابد اميرَست و بس تو در روز روشن مكن فكر تار * كه در چشمهء خضر نبود غبار تو تقوىِ صورت چو ظلمات دان * يقين پيل در پيش شه مات دان پياده كه باشد درين عرصه‌گاه ؟ * كه جلدى نمايد در ايوان شاه كنون جام صهبا بنوش اى صنم * فنا شو به‌كلّى مگو من منم 3450 بسى در تو بىتو دلارام تو « 1 » * دويده « 2 » چو مهتابى بر بام تو بسى در هوايت طلبكار دل * پريده ز عشقت چو طيّار دل تو آن عهد و پيمان و زارىِ دل * كه پيوسته مىكرد يارىِ دل نگر تا نبينى كه بىيار بود * كه دايم حبيبت خبردار بود از آنت نگه داشت از نار و دود * كه باشد بيابى تو سيماى سود 3455 سلام عليكَ سلام عليك * سَلام عليكَ « 3 » سلام عليك از آن رخ نمودى به دارالسّلام * كه در سرّ سرّت درآمد پيام « 4 » تُرا در همه حال يار قديم * همىبود دايم اديب و نديم ازآن‌رو شدى يار و همراز دل * كه دارى نشانى ز غمّاز دل ندانم كه جانى تو يا شاه دل * كه هستى خبردار و آگاه دل 3460 جمالى غريبانه بنويس راز * كه اين سر نداند جز آن سرو ناز
در بيان آنكه دايم الاوقات ، احسان الهى در عالم مخلوقات ، پرده برانداخته و حيوان « 5 » صفتان ، از مشاهدهء آن محرومند . « 6 » و سرّ احسان ، كه گواه انسانست ، جاسوس‌وار شكايت « 7 » از غافلان و حكايت عارفان ، به درگاه جود « 8 » حقيقى مىبرد و حضرت مولانا جلال الدّين رومى - قدّس سرّه - در ابتداى « 9 » مثنوى ، ازين حال حكايت و شكايت
هامش
( 1 ) . س ، مصراع اول :[ بسى در تو بيدل تو آرام تو ] .( 2 ) . اصل : دويده . ( 3 ) . ل ، ن ، س : عليك و ؛ ج : سلام عليك و . ( 4 ) . ل ، ن ، ج : درآمد امام ؛ س ، مصراع دوم :[ كه در سرّ سيرت درآمد امام ] .( 5 ) . م : برانداخته و ليكن حيوان . ( 6 ) . ج ، س : صفتان از آن محرومند . ( 7 ) . س : جاسوس شكايت . ( 8 ) . ج ، س : به درگاه بارگاه جود . ( 9 ) . ن ، ج ، س : ابتداى .