تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
رسول نهانى كه يار دلست * كه بيمار جانَست و زار « 1 » دلَست 3425 در كعبه « 2 » مىزد بسى سال « 3 » و ماه * از آن درندادند هيچش پناه صمد در صنم ديد و بتخانه شد « 4 » * خانه شد به سالار « 5 » بتخانه هم چو آن بت به بتخانه دارد نظر « 6 » * شود « 7 » ملك تقليد زير و زبر به تفصيل بگويم غم آن صَنم * كه تا پنج صُورت بِكُل بركنم ز نو طرح زيبا ببايد نهاد * در عيش و شادى ببايد گشاد 3430 كه ايام مولود آن دلرباست * كه چون روح پيوسته همراه ماست تو اين جود و مولود و نابود و بود * ببين و بينديش و بردار سود تو اوّل دو چشم صور كور كن * دو چشم محبّت « 8 » سوى نور كن مشو هيچ خايف درين سير « 9 » دير * كه سلطان ديرَست واقف « 10 » ز سير تو زنّار دربند و قانع « 11 » نشين * چو در بطن مادر كه خسبد جنين چو ساقى در ميكده بَرگشاد * تو پيمانه بستان به حكم رشاد پس آنگاه بى خود دو جامى بنوش * چو مَى نوش كردى مَيا در « 12 » خروش به فرمان ساقىِ مىخواره « 13 » باش * چو حوّاى مكّاره ستّاره باش چو راه خرابات و ميدان عشق * سپردى رسيدى به ايوان عشق نگهدار وقت و ملغز و مترس * و ليكن چو طفلان همىگير « 14 » درس چو جبريل اين دم به پس وامخز * خيالات كهنه چو سكبا مپز مشو ترش و اين جام شيرين بنوش * خموشانه مَى نوش اى برده جوش « 15 » دو دست از كمند بلندى مدار * به دل در خيال گزندى مَيار درين بند و زنجير تقدير بين * مريدانه تقدير از پير بين تو ماضى رها كن مرو سوى غَم * كه در حال هرگز نباشد الم
هامش
( 1 ) . س : راز . ( 2 ) . اصل : كعبه . ( 3 ) . اصل : سال . ( 4 ) . س : ديوانه شد . ( 5 ) . اصل : سالار . ( 6 ) . م ، مصراع اول :[ به بتخانه چون كرد آن بت نظر ] .( 7 ) . م : بشد . ( 8 ) . س : حقيقت . ( 9 ) . اصل : سير ؛ س : ارين پير . ( 10 ) . م : فارغ . ( 11 ) . ل ، س : فارغ . ( 12 ) . ج : مياور . ( 13 ) . ل : ميخانه . ( 14 ) . م : چو اطفال مىگير درس . ( 15 ) . ل ، س : پرده‌جوش .