تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
غايت فنا بر اثر او نتوان رفتن و افعال و اقوال او با سرّش يكى گشته باشد « 1 » و نظر ارباب شريعت و طريقت از ادراك حقيقت او قاصر باشد و تا شخص در نور جمال عشق چنان مستغرق نگردد كه التفات « 2 » به صورت معشوقش نماند ، ازين « 3 » مقام محجوب « 4 » 3100 است . چون از صورت گذر كنى ، حقيقت تجلى الهى در بيت الحرام دل رخ نمايد و تا غريبانه ملامت اهل دنيا نبينى ، « 5 » مقامات بشرى نگذرانى ، « 6 » مقيم سراپردهء دوست « 7 » نگردى ، چون اين علامت در خود يافتى ، از اهل قبورى « 8 » و السّلام .
درآ خواجه اكنون به صفّ رجال * كه طفل اندرين ره « 9 » ندارد مجال درآ خواجه اكنون درين بارگاه * كه با جام در دَست اقبال شاه 3105 درآ خواجه اكنون به بازار درد * كه با درد باشند مردان مرد درآ خواجه اكنون نگهدار دل * كه باشد ببينى تو « 10 » انوار دل درآ خواجه پيش غريبان نشين * نشانهاى راه اندر ايشان ببين درآ خواجه با درد و بگذار عيش * زبان را مجنبان « 11 » به اسم قريش به سلمان بساز و سليمان بهل * تو اين ملك فانى به ديوان بهل 3110 تو در امر و فرمان ديوان مباش * تو از بهر ديوان پريشان مباش ز زندان هستى برون نِه قدم * كه هستى حجابَست همچون عدم به ميدان درآ و جهان شاد كن * بِلادِ ستم‌ديده آباد كن بجوى و ببين و بپرس و بدان * بد و نيك عالم عيان و نهان سپهدار خلوت چه كارش به هم * خدا گوش دادت چرايى اصَم
هامش
( 1 ) . م ، ل ، ن ، ج ، سك نتوان رفت ( ل ، س : رفتن ) افعال و اعمال ( ن ، ج : اعمال او ؛ س : افعال و اقوال او ) با اسرارش يكى گشته . ( 2 ) . م : التفاتش . ( 3 ) . م : ازين حال . ( 4 ) . ج ، س : ازين محجوب . ( 5 ) . ل : اهل دين ببينى . ( 6 ) . م ، ل ، ن ، ج ، س : مقامات سرّى . ( 7 ) . ل : بقيهء جمله را ندارد . ( 8 ) . م : در دنباله دارد : و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله اجمعين ؛ س : در دنباله : و صلى اللّه على محمد ص و آله . ( 9 ) . م : صف . ( 10 ) . م : در . ( 11 ) . ل ، ن : مگردان .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 278 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى