تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
پس آنگه بفرمود با ياوران * بترسيد امشب ز خواب گران دگر كرد اشارت به سوى بلال * كه امشب حذر كن ز خواب و خيال مشو غافل امشب چو مرغ سحر * كه در وقت صبحَست خواب « 1 » دگر وصيّت بسى كرد با شيخ و شاب * كه هان تا نمانيد « 2 » در قيد خواب مخسبيد « 3 » امشب بداريد پاس * كه اين شب « 4 » ندارد به شبها قياس « 5 » 3020 كجا وحى نوشد دو گوش خرد * محال است در « 6 » سِر ، خرد پى برد كه اين وحى در گوش صادق رود * كه ديدار از بهر عاشق بود چو در خواب رفتند آن قوم حُر * چه دانند زان بحر پرلَعل و دُر ندانند كان شب چه سِرها گذشت * چه رازِ نهان شد در آن كوه و دشت در ان شب كه معراج برشد نبى * كه دانست حالش بگو اى صبى 3025 درين خواب نيز اى طلبكار راز * تو محمود بگذار پيش اياز تو پندارى اى خفتى گيج « 7 » و گول * كه يك وجه دارد حديث رسول يكى حرف گويد به صد پرده در * تو پنبه برون كن از آن گوش خر « 8 » تو گر گوش دارى و چشم اى پسر * خمش باش و بنشين و در دل نگر بدين چشم نتوان رخ يار ديد * كسى يار بيند كه بيدار ديد 3030 چه دانى درين دشت بيدار كيست * كه جانت به غفلت درين دار زيست نگار گل‌اندام مهروى من * كه دارد نظر دايما سوى من اگر سر درآرد به بالين خواب * به غمزه نمايد دوصد آفتاب مگو چشم مستش به خواب اندرَست * ز نامحرمانش « 9 » نقاب اندرَست از آن نرگس مست پنهان كند * كه جانهاى « 10 » مشتاق بريان كند
هامش
( 1 ) . ل ، س ، ك : خوابى . ( 2 ) . س : نمانند . ( 3 ) . ج : مجنبيد . ( 4 ) . ل ، ج ، س : كه امشب . ( 5 ) . م ، مصراع دوم :[ كه امشب به شبها ندارد قياس ] .( 6 ) . م ، ل ، ج ، س ، ك : كز . ( 7 ) . س : گيخ . ( 8 ) . ل : كر ؛ م ، مصراع دوم :[ تو پنبه برون آور از گوش خر ] .( 9 ) . م : كه از چشم دوران . ( 10 ) . م : كه دلهاى .