پس آنگه بفرمود با ياوران * بترسيد امشب ز خواب گران
دگر كرد اشارت به سوى بلال * كه امشب حذر كن ز خواب و خيال
مشو غافل امشب چو مرغ سحر * كه در وقت صبحَست خواب « 1 » دگر
وصيّت بسى كرد با شيخ و شاب * كه هان تا نمانيد « 2 » در قيد خواب
مخسبيد « 3 » امشب بداريد پاس * كه اين شب « 4 » ندارد به شبها قياس « 5 »
3020 كجا وحى نوشد دو گوش خرد * محال است در « 6 » سِر ، خرد پى برد
كه اين وحى در گوش صادق رود * كه ديدار از بهر عاشق بود
چو در خواب رفتند آن قوم حُر * چه دانند زان بحر پرلَعل و دُر
ندانند كان شب چه سِرها گذشت * چه رازِ نهان شد در آن كوه و دشت
در ان شب كه معراج برشد نبى * كه دانست حالش بگو اى صبى
3025 درين خواب نيز اى طلبكار راز * تو محمود بگذار پيش اياز
تو پندارى اى خفتى گيج « 7 » و گول * كه يك وجه دارد حديث رسول
يكى حرف گويد به صد پرده در * تو پنبه برون كن از آن گوش خر « 8 »
تو گر گوش دارى و چشم اى پسر * خمش باش و بنشين و در دل نگر
بدين چشم نتوان رخ يار ديد * كسى يار بيند كه بيدار ديد
3030 چه دانى درين دشت بيدار كيست * كه جانت به غفلت درين دار زيست
نگار گلاندام مهروى من * كه دارد نظر دايما سوى من
اگر سر درآرد به بالين خواب * به غمزه نمايد دوصد آفتاب
مگو چشم مستش به خواب اندرَست * ز نامحرمانش « 9 » نقاب اندرَست
از آن نرگس مست پنهان كند * كه جانهاى « 10 » مشتاق بريان كند
هامش
( 1 ) . ل ، س ، ك : خوابى .
( 2 ) . س : نمانند .
( 3 ) . ج : مجنبيد .
( 4 ) . ل ، ج ، س : كه امشب .
( 5 ) . م ، مصراع دوم :[ كه امشب به شبها ندارد قياس ] .( 6 ) . م ، ل ، ج ، س ، ك : كز .
( 7 ) . س : گيخ .
( 8 ) . ل : كر ؛ م ، مصراع دوم :[ تو پنبه برون آور از گوش خر ] .( 9 ) . م : كه از چشم دوران .
( 10 ) . م : كه دلهاى .