تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
تو خواهى بدانى كه توفيق چيست * و يا همنشين ضمير تو كيست تو انفاس پيران نگهدار باش * كه توفيق يا بى ز تكرار هاش ز فرمان پيران مگردان تو روى * كه توفيق اينَست اى مغزجوى چو فرمان غالب برى اى رشيد * شوى « 1 » محرم خاص و مست نبيد نباشى چو نامحرمان مست خويش * نتانى نزارى « 2 » تو از « 3 » دست خويش 2980 چو اطفال ميلت نباشد به خواب * كبابت دهد يار و ساقى شراب همه خلق عالم به خواب گران * تو بيدار باش ابا جان جان هرآن‌كو گرفتار نقشَست و بوى * تو نقشى از آن نقش بىجان مجوى كه مستان ره‌دان در ايوان شاه * نديمند و آگاه سرّ إله « 4 » بدين قوم عاشق شه دلنواز * زمانى درآيد به ناز و نياز 2985 ابا دردمندان كند راز دل * كه طرّار دزدَست « 5 » و غمّاز دل در آن غَزو شاه « 6 » مسكين‌گزين * گزين كرد ياران زار حزين كه كان فرح نيست جز حزن و درد * كه از حزن شادند مردان مرد مَع القصّه آن شاه محزون ما * فروبست راه از زمين « 7 » تا سما كه ديدار بيند دمى آشكار * كه در پرده خوش نيست روى نگار از آن جام غفلت به عالم فزود * كه فىالجمله چشمند و كور و كبود « 8 » همه مست و مغرور جاهند و راه « 9 » * جمادند و حيوان و گيج « 10 » و تباه تو مشغول هر چيز آن دان « 11 » و بس * جز اين هيچ مشنو تو از هيچ‌كس كه گل‌خواره باشد سرشتش ز گل * كه انسان نجويد به جز رزق دل خلايق اگر نيز يارى كنند * به يك دانگ « 12 » با يار خوارى كنند
هامش
( 1 ) . س : شوم . ( 2 ) . ن ، ج : ننالى نزارى ؛ س : نيابى نذارى . ( 3 ) . م : هم از . ( 4 ) . س ، مصراع دوم : [ خبيرند ( جاى خالى ) سر إله ] ؛ ك ، مصراع دوم : [ ( جاى خالى ) آگاه سر إله ] . ( 5 ) . ل : طرار و دزد است . ( 6 ) . م : به راه قضا شاه . ( 7 ) . س ، ك : راه زمين . ( 8 ) . م ، مصراع دوم :[ كه ايشان جمادند و كور و كبود ] .( 9 ) . م : راهند و جاه . ( 10 ) . س : گيخ . ( 11 ) . ك : دان آن . ( 12 ) . ج : به يك دنگ .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 271 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى