تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
كليد آن « 1 » در دست كيست ، در كوى عاشقان بىريا خاك بر سر پاشى و از طلب نيارامى ، باشد كه « 2 » راه به اين « 3 » گنج رايگان برى و السّلام . « 4 »
ندارد دبيرم « 5 » سَر از اكتساب * كه از درد دارد دل « 6 » چون كباب « 7 » 2910 به جز دوست در دل ندارد كه دوست * هميشه معاش « 8 » دل‌وجان اوست چو پروانه مشغول شمعَست و بس * خبردار سُوزش نشد هيچ‌كس جمالى تو اين درد درمان گداز « 9 » * به كس وامگوى و بسوز و بساز تو اسرار شاهى به دربان مگو * به دردش همىساز و درمان مجو كه آن ترك سرمست غارت‌گرَست * درون‌سوز و دلجوى « 10 » و جان‌پرورست 2915 ز خلوتگه راز بيت الحرام * به اعزاز خاص و به اكرام « 11 » عام به بازار صورت گذار « 12 » آورم * شرابى به اهل خمار آورم كه رندان مخمور « 13 » بىبرگ و ساز * به سگهاى كويش رسانند راز « 14 » ابر سُوى رندان زندان‌نشين * نظرها گمارد زهى زان قرين چو نزديك يابد « 15 » طلبكار چُست * مر او را دهد جام صافى نخست 2920 چو سرمست گردد « 16 » حريف آن « 17 » زمان * لباسش كند زود و گردد نهان چو بيدار گردد در آن بارگاه * به خود درنبيند به جُز سوز و آه زمانى بماند در آن حال سخت * كه ناگه درآرند از اقبال تخت هر آن نيك‌بختى كه آن تخت ديد * در « 18 » اقبال ره‌دان « 19 » دل سخت ديد « 20 » به سختى بساز اى طلبكار گنج * كه اين گنج ارزد به اين « 21 » گونه رنج
هامش
( 1 ) . م : كليدش . ( 2 ) . م : خاك بر سر باشى و از درد طلب نيارامى . ( 3 ) . ل : كه اين . ( 4 ) . « و السلام » را هيچ‌كدام از نسخ ندارند . تنها « م » در دنباله دارد : و صلى اللّه على محمد و آله الطيبين اجمعين . ( 5 ) . ن : انفسكم و بيان . ( 6 ) . ل ، ن ، ج ، س ، ك : دلى . ( 7 ) . ل ، ن : بارگاه عشق كه بىواسطه . ( 8 ) . ل ، ن ، ج ، س ، ك : مقامش . ( 9 ) . س : گذار . ( 10 ) . س : دلخوى . ( 11 ) . ل : به انعام . ( 12 ) . س : گداز . ( 13 ) . س : كه زندان محمود . ( 14 ) . س ، ك : رسانند ناز . ( 15 ) . س ، ك : مابد . ( 16 ) . س : گيرد . ( 17 ) . ل : اين . ( 18 ) . م : ز . ( 19 ) . ل : رندان . ( 20 ) . س : اين كلمه [ ديد ] را ندارد . ( 21 ) . بدين .