تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
به هر « 1 » آفل اى دل مشو مست و دنگ « 2 » * كه قايم نديدَست كس نقش و رنگ 2835 مكن خوى با نازنينىِ خود * كه با نازنينان بود خوى بد به خلق و تواضع فزا نى « 3 » جدال * همينَست شهراه اهل كمال كه در ظلمت تن به نور صفات * توان راه بردن به آب حيات خضر از سكندر از آن بُرد گوى * كه از نصح دانا نپيچيد روى سليمان از اين كشور و كشتزار * چه حاصل كه شد حاصلش انتظار 2840 مده انتظار و بترس از غبار * كه دوران ندارد يقين « 4 » اعتبار خدا را كه مغرور و ايمن مباش * مكن خدمت تن بترس از بلاش « 5 » در اهل دل زن اگر زنده‌اى * چرا دل به اشغال آگنده‌اى كه دل جاى جانان دل‌پرورَست « 6 » * نه پاگاه اسپ و خر و استر است شكسته‌دلانند آگاه دوست * همينَست تحقيق جاگاه دوست 2845 اگر دوست خواهى درين دل نگر * كزين دل توان برد نور نظَر حق اندر چنين دل طلب اى جوان * كه از عشق زنده بود نى ز جان « 7 » سر از اين‌چنين زنده‌دل برمتاب « 8 » * هرآن سِر كه خواهى از او بازياب يلان خبردار درگاه دل * ابا درد و عشقند در راه دل نباشند غافل ز امر خديو * كه سركش نباشد به جز جنس ديو مرو در پى ديو و ديوانگان * كه جان جهانى و داراى جان بكوش و نگهدار دلهاى ريش * چه گر در عذابند از فعل خويش تو در عدل كوش و تلطّف فزاى « 9 » * كه از عدل يا بى رضاى خداى « 10 »
هامش
( 1 ) . ن : بهل . ( 2 ) . س ، ك : مشو دردمند . ( 3 ) . م : فزايى ؛ س : فزاى و . ( 4 ) . م : ندارد بسى . ( 5 ) . ج : پلاس ؛ س : پلاس . ( 6 ) . م ، مصراع اول :[ كه دل جاى دلدار جان‌پرور است ] .( 7 ) . م : نى به جان . ( 8 ) . س ، مصراع اول :[ سر از زنده‌دل اين‌چنين برمتاب ] .( 9 ) . ن ، ج ، س ، ك : فزا . ( 10 ) . ن ، ج ، س ، ك : خدا .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 263 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى