اجزى به » « 1 » ، در حرمسراى دل و حريم عزّت ، كه حجّ البيت عبارت از آنست ، درآيد و به شرف « 2 » مشاهده و فوز ، به لقا فايز گردد و السّلام . « 3 »
زمانى مبادا كه آن سرو ناز * نباشد مقابل چو شمع طراز
2630 [ زمانى مبادا ] « 4 » كه آن نور پاك * نباشد ظهورش درين آب و خاك
كه بىروى او خود چه باشد حيات * نباشد حيات آنكه ندهد ثبات
حيات از براى ثبات آمدست * صلاة از براى زكات آمدَست
چه دانى چه باشد صلاة اى پسر * كه چون شه نگشتى ز خود بىخبر
نگشتى غنى از خدا در نماز * چه دانى چه باشد زكات نياز « 5 »
2635 ادا كن نماز و عطا كن ثمار * كه اجرش « 6 » بيابى به روز قرار
اگر در نمازت قرارى بود * يقين باغ فتحت ثمرها « 7 » دهد
بده ساقى آن جام گلرنگ صاف * بگو « 8 » چند گويم سخن در غلاف
به قدّ تو دارم اميد بلند * كه آزاد بادا ز باد گزند
كه جامم پياپى دهى اى « 9 » غلام * كه مَى مىرساند ز جانان پيام
2640 دررها ازين بحر آرى به كف « 10 » * كه قدرش « 11 » نداند جز اهل شرف
به گفتار عشق تو اقبال « 12 » به * زبان از حديث دگر لال به « 13 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : فرهنگ مأثورات ، ص 304 .
( 2 ) . م : بهرهمند گرداند از اين سبب در نظم قرآنى ذكر صلاة مقدم بر ذكر زكات است و تأخير ذكر صوم از زكات از اين جهت است كه در اداء زكات بايد كه شخص از التفات به مثوبات و نظر بر عوض صائم و ممسك باشد تا به مقتضاى الصوم لى و انا اجرى به در حرمسراى و حريم عزت كه حقيقت حج البيت عبارت از آن است داخل شود و به شرف .
( 3 ) . ن ، ج ، س ( كلا ) : در بيان آنكه مصلى چون در صلوه غنى گردد بقرب الهى برو لازم مىشود كه ديگران را از آن نعمت بهرهمند گرداند ( س : كند ) ازاينجهت در اخبار ذكر صلاة متعقب ( س : متعقب ) زكات است و سر تأخير ذكر صوم از زكات آن است كه در زكات دادن بايد كه ( س : بر ) شخص صائم باشد از التفات به ثواب آن .
( ل : و السلام ) ، بقيهء جمله را ندارند .
( 4 ) . اصل : مبادا زمانى .
( 5 ) . س : زكات و نماز .
( 6 ) . س : اجرت .
( 7 ) . س : ثمارى .
( 8 ) . س : مگو .
( 9 ) . ل : بده اى غلام .
( 10 ) . م ، مصراع اول :[ دررها ارين بحرت آيد به كف ] .( 11 ) . س : قدرت .
( 12 ) . اصل : اقبال .
( 13 ) . م ، مصراع دوم :[ زبان از دگر گفتگو لال به ] .