كه جام شرابَست و آب حيات « 1 » * فتوحات ذاتَست « 2 » و نور صفات
مبشّر ز انوار احمد هم اوست * هم او داردى درد و هم « 3 » مرهم اوست
قلاوز راهَست و جاسوس شاه * و زُو نور گيرند خورشيد و ماه
به شب در چو شمعَست و در روز خور * فروزندهء چشم « 4 » اهل نظر
جمالى ز اشراق اين « 5 » آفتاب * چو بيدار گشتى بگو « 6 » سرّ خواب « 7 »
2425 تتمهء حكايت خواب ابراهيم خليل « 8 » - على نبيّنا و عليه افضل الصّلوات و اتمّ التبجيل « 9 » - و بيان آنكه در وقت ذبح پسر ، چون در چشم « 10 » او نگاه كرد ، نور محمّدى را « 11 » در جلوه ديد ، و جبرئيل نازل شد ، با گوسفندى ، كه صورت حيوانيّت ابراهيم « 12 » بود و سبب خواب رفتن او شده بود ، « 13 » تا به كشتن آن و فدا دادن از عهدهء اين غفلت و جريمه كه به حكم : « 14 »
عجبا « 15 » للمحبّ كيفَ نيام * كلُّ نوم على المحبّ حَرام
2430 از او صادر شده بود ، بيرون آمد و اسحاق « 16 » از قتل خلاص شد و نجات يافت . فصلوات اللّه على محمد و آبائه من الانبياء و آله الأتقياء . « 17 »
چو احرام بستى به راه حجاز * ز خود نيست شو همچو شه در نماز
هامش
( 1 ) . م ، مصراع اول :[ همش جام مى دان و هم آب حيات ] .( 2 ) . م : كه مرات ذاتست .
( 3 ) . م : هم او درد و دارو هم ؛ ل : هم او داروى درد و هم .
( 4 ) . ك : فروزنده زان چشم .
( 5 ) . س : آن .
( 6 ) . س : مگو .
( 7 ) . ك : بعد از اين بيت دارد : تتمهء خواب خليل .
( 8 ) . ل ، ن ، ج ، س ، ك : خواب خليل .
( 9 ) . ل ، ج ، س ، ك : نبينا و عليه السلام ؛ ن : نبينا و عليه الصلاة و السلام .
( 10 ) . ل : پسر در چشم .
( 11 ) . س : نور محمد ( ص ) را .
( 12 ) . س ، ك : صورت ابراهيم بود .
( 13 ) . س ، ك : و سبب خواب ( ك : رفتن ) بود .
( 14 ) . س ، ك : تا به كشتنش و فدا ( س : ندا ) دادن ( س : و ) ( ك : از ) عهده و السلام ( ك : نظم ) عجبا .
( 15 ) . ن : به حكم شعر .
( 16 ) . ك : پسر .
( 17 ) . ن : خلاص شد و صلوات اللّه على نبينا محمد و على جميع اخوانه و السلام : ج ، س ، ك : خلاص شد و صلى اللّه على محمد و آله ( ج : و عترته ) ( ك : و سلم نظم ) ؛ ل : نجات يافت و صلى اللّه على محمد و آله و سلم .