2365 حسين كربلا [ عليه السلام ] « 1 » به تمامى جاىگير شد ، و تا بامداد قيامت ، جرعهنوشان بزم عشق و ملامتيان كوى درد ، از جام مالامال آن حضرت ، نصيب و بهره مىيابند « 2 » كما قال « ثمّ « 3 » الامثل فالامثل » . « 4 »
جمالى برافروز شمع طراز * چه گر وقت صبحَست و گاه نماز
كه آن چشم مخمور پرخواب مست * سبوهاى خمخانه درهم شكست
2370 مكن « 5 » فكر ماضى كه يار غيُور * عليمَست از اسرار ذات الصّدور « 6 »
مبين غايب از دل دلارام خويش * كه جرّاح وقتَست و جوياى ريش
مجو جُز در آن ماه نور اى فقير * شجاعت مجو از كسى جز امير
امير اندرآمد به تيغ دوسر * كه پيدا كند بر شجرها ثمر « 7 »
شه اين زور و بازو ز احمد ستد * كه از بهر سود است دادوستد
2375 همان سرّ مخفى چو در كار بود * مسيحا ز احمد خبردار بود
ببين راه و فعل همه « 8 » انبيا * ولى برمگردان سَر از مصطفى
همه انبيا را درودى فرست * ابر جان احمد سجودى فرست
چو كردى سجود و سپردى سلام * درآويز دستى به ذيل امام
چو دامن گرفتى به خدمت فزا * كه خدمت شود مر ترا رهنما
2380 چو از نور حكمت بتابد شعاع * در آن منزل آرد امامت وداع
به پيشت درآيد امامى دگر * چو طوبى بيابى ثمر بر ثمر
هامش
( 1 ) . اين عبارت تنها در « ن » ، « ج » ، « س » ، « ك » آمده است .
( 2 ) . ن : نصيب مىيابند ؛ ل : نصيب مىرسد .
( 3 ) . م : بزم عشق و ملامتيان كوى درد و ندامت را از جام مالامال آن حضرت نصيب مىرسد كما قال عليه الصلاة و السلام ثم ؛ ج ، س ، ك : آن حضرت عليه التحيه و السلام نصيب مىيابند چنان كه فرمودهء حضرت ( ج : مرتضى را از مصطفى ) ( س ، ك : مصطفى ) است صلى اللّه عليه و آله ( ك : و سلم ) ( س : و صحبه و سلم تسليم كثيرا كثيرا ) كه ثم .
( 4 ) . ك : در دنباله دارد : نظم .
( 5 ) . ل ، ن ، س : مگو .
( 6 ) . س : اسرار ما فى الصدور .
( 7 ) . م ، ( كلا ) :امير آمد از در بتيغ دوسر * كه بنمايد از هر درختى ثمر( 8 ) . اصل : همه .