اگر تلخ و شيرين فشانى در « 1 » او * نگريد نخندد نگردد دو تو « 2 »
جمالى مدر پردههاى جهان * كه اهل جهانند غافل ز جان « 3 »
در بيان حكمت اختيار « 4 » كردن لقمان حكمت را بر نبوّت عامّه ، « 5 » و مقصور 2245 گردانيدن « 6 » ارشاد و نصح « 7 » نسبت با پسر خويش و بس ، چنانچه تنزيل الهى از آن خبر داده « 8 » ، در اين چند آيه
وَ إِذْ قالَ
« 9 »
لُقْمانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ
« 10 » ، الى آخر النّصائح ؛ و چون « 11 » با پسر او نور نبوّت نبود ، كه تميز « 12 » اهل از نااهل تواند نمود ، امر « 13 » به ارشاد عموم مردمان كرد ، حيث قال « 14 »
وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ
« 15 »
وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ
« 16 » كه نظر حكماء صورت از دانستن مرتبهء خواص ، كه به منزلهء « 17 » قلباند ، قاصرست ، و بر غير عموم ، « 18 » كه به منزلهء صور 2250 جوارح و اعضااند ، « 19 » نمىافتد ، زيرا كه اين علم خاصّهء حضرت رسالت پناه محمّدى « 20 » است - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و آنانى كه به شرف مرتبهء جامعيّت او ، از راه متابعت رسيده « 21 » باشند ، « 22 » و بس و السّلام . « 23 »
هامش
( 1 ) . ل : بر .
( 2 ) . ج : دوبو .
( 3 ) . ك : بعد از اين بيت دارد : گفتار .
( 4 ) . م : در بيان اختيار .
( 5 ) . س ، ك : عام .
( 6 ) . ن ، ج : و منحصر گردانيدن .
( 7 ) . ن ، س ، ك : نصيحت .
( 8 ) . س ، ك : الهى خبر داده .
( 9 ) . م : عامه و مخصوص داشتن پسر خويش بارشاد چنانچه درين آيات بينات كه اذ قال .
( 10 ) . لقمان / 13 .
( 11 ) . م ، ن ، ج : لابنه الى آخر لنصائح و چون ؛ س ، ك : لابنه الى آخره .
( 12 ) . م : پسرش نور نبوت كه تميز .
( 13 ) . م : نمود نبود امر .
( 14 ) . ن ، ج ، س ، ك : عموم مردم كرد كما قال .
( 15 ) . م : حيث اخبر اللّه عنه و امر بالمعروف .
( 16 ) . لقمان / 17 .
( 17 ) . م ، ن ، ج ، ك : مثابه ؛ س : مشابه .
( 18 ) . ن ، ج ، س ، ك : غير عوام .
( 19 ) . م : غير عموم خلق كه به مرتبهء صور اعضا و جوارحاند ؛ ك : صور اعضا و جوارحاند .
( 20 ) . م : مصطفوى .
( 21 ) . م : متابعت و انقياد او رسيده .
( 22 ) . ن ، ج ، س ، ك : مصطفوى است و آنان كه از راه حضرت به مرتبهء جامعيت او رسيده باشند ( ن : بقيهء جمله را ندارد ) ( ج : و صلى اللّه على العربى الامى محمد و آله . ) ( س ، ك : و صلى اللّه على محمد و آله ( ك : نظم ) ) .
( 23 ) . ل ، ( كلا ) : [ در بيان اختيار كردن لقمان حكمت را بر نبوت عامه و اشاره به معنى آن و اذ قال لقمان لابنه الآيه و بر امر كردن او پسر را به امر كردن عموم خلق به معروف چون از مراتب داشتن خواص قاصر بود و تميز نيك از بد كردن نداشت ] ، بقيهء جمله را ندارد .