تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
چرا نفس منصور چون سگ نمود * به هنگام گفتار قوّت فزود خليل از چه بنمود چون گوسفند « 1 » * تو تأويل اين كن به بانگ بلند « 2 »
در بيان آنكه حضرت سيّد كائنات عليه و آله الصّلوات الزّكيات هرگاه كه از مقام « لى مع اللّه وقت » « 3 » كه نهايت مراتب حقيقت است ، به عوالم ملكى و ملكوتى تنزّل 2145 مىفرمود ، چون نفس زكيّهء آن حضرت از شوائب شرك مطهّر و مبرّا بود « 4 » ، چنانچه فحواى آيهء كريمهء
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
« 5 » الآية و مؤدّاى خبر « 6 » « فاعاننى اللّه عليه فاسلم » « 7 » مشعر برين معنيست ، گاهى از براى نظم و نسق ظاهر شريعت ، در صورت نبىّ مرسل مىنمود ، و گاهى به جهت تبيين مراسم طريقت « 8 » ، در كسوت ملك مقرّب . و بر حضرت خليل - على نبيّنا و عليه صلوات الملك الجليل - در مبدا حال حيثيّة 2150 بشريّت بر ملكيّتش غالب بود ، و لهذا در خواب اطّلاع بر ملكوت او را دست مىداد و احتياج به تعبير داشت و اكثر انبيا كه در خواب ملهم گشتند ، ازين قبيل بوده‌اند . چون آتش عشق و حرارت حقيقت ، بر او جلوه نمود ، نفس سليم خود را در صورت گوسفند ديد ، و مامور به ذبح او شد ، تا جانب ملكى او قوّت گيرد . و حسين منصور ، چون عشق صرف و حقيقت محض ، بر او تجلّى نمود ، نفس او از استيفاى احكام شريعت ، و طريقت ، عاجز 2155 آمد و در صورت كلب از او جدا شد ، و باز به خود رجوع نتوانست كرد . « 9 » و ازين سبب در
هامش
( 1 ) . م ، مصراع اول :[ خليل از چه نفسش بشد گوسفند ] .( 2 ) . ك : بعد از اين بيت دارد : گفتار . ( 3 ) . ر . ك : كشف الخفا ، ج 2 ، ص 486 ؛ احاديث و قصص مثنوى ، ص 152 . ( 4 ) . م : مطهر بود . ( 5 ) . فتح / 1 . ( 6 ) . م : مؤدى خبر . ( 7 ) . ر ك . فرهنگ مأثورات ، ص 49 . ( 8 ) . تبيين طريقت . ( 9 ) . م : حضرت خليل در هدايت بشريت غالب بود و لهذا در خواب مطلع بر ملكوت مىشد و به تعبير محتاج بود و چون لمعات حقيقت بر او جلوه زد نفس خود در صورت گوسفند ديد و به ذبح آن مأمور شد تا جانب ملكى قوه بگيرد و به حسين منصور چون حقيقت عشق تجلى نمود و از سلوك جادهء طريقت عاجز شد نفس خود را در صورت كلب جدا يافت و باز رجوع نكرد ، بقيهء جمله را ندارد .