قدم رنجه « 1 » فرما كه آن پير ما * كه دارد ملالى ز تقصير ما
ز شوق جمال تو اى كان سِر * دو چشمش به راهَست و دل منتظر
روان شد چو در باغ آب روان * كه بخشد حياتى ابر « 2 » تشنگان
كه هرجا كه مردى قدم مىنهد « 3 » * چو طوبى هزاران ثمر مىدهد « 4 »
2125 ز وصلش چو شد شيخ آزاد دل * كه معمار جان بود و استاد دل
بياورد سفره « 5 » ابو حفصِ راد * به نزديك منصور و آن سگ نهاد
ابَر سفره « 6 » آن كلب با هر دو پير « 7 » * همىخورد نان و مريدان زحير
كه اين « 8 » پير ما را گرفته خرَف * كند نان گندم ازينسان تلف
مريدان درين قحط گشته خراب * به سگ مىدهد نان و قليهء كباب « 9 »
2130 چو منصور از آن خوان نواله ربود * نهان گشت گويى كه هرگز نبود
مريدان از آن حال آگه شدند * ز روى خجالت فرو چه شدند
نمودند شرمنده سيماى خود * بگفتند با پير داناى خود
كه اى پير دانا بگو آشكار « 10 » * كه سگ ازچهرو داشت آن مرد كار
جواب مريدان چنين داد پير * كه آن نفس شيخَست و گشته « 11 » اسير
2135 اسيرش نگويم كه گشته عليم * از ان پيش ما گشت « 12 » يار و نديم
سگان در درونتان چو گرگ كهن * خبيثانه گويد نهان صَد سخن
بهِل تا يكى سگ فغان آورد * هرآن سِر كه دارد عيان آورد
سگان محلّت بجنبند پاك * فغان درفزايند و پاشند خاك
جمالى مرو با سگان در جوال * كه از سگ نخيزد به غير از ملال
2140 ز منصور و نفسش نشانى بيار * چه گويى ز سگهاى مردارخوار
هامش
( 1 ) . اصل : رنجه .
( 2 ) . ج ، س ، ك : حياتى بان .
( 3 ) . ن : قدم درنهد .
( 4 ) . ن ، ك : ثمر بردهد .
( 5 ) . اصل : سفره .
( 6 ) . ل : بر سفره ؛ م : از ان سفره .
( 7 ) . ل : با آن دو پير .
( 8 ) . ل : كه آن .
( 9 ) . ل ، ج : قليه و كباب .
( 10 ) . س : زينهار .
( 11 ) . ك : است گشته .
( 12 ) . س ، ك : گشته .