تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
بده ساقى آن جام گلگون تلخ * كه تا پور ادهَم برآرم ز بلخ تو بر تخت خسرو مى تلخ نوش * كه تا جام شيرين درآيد به جوش چو احمد ملامت كش از قوم خويش * چو يونس رها كن خر و گاو و ميش طلبكار درهاى ناسفته باش * چو زلف نگارى « 1 » دل‌آشفته باش 1835 درين خاك « 2 » و منزل كه جاى تو نيست * منه دل خدا را زمانى مَايست « 3 » جفا كش جفا كش به كس وامگو « 4 » * تو گيتى چو گل بين و ليكن مبو « 5 » تو با خار خو كن مبين رنگ گل * تو مل‌آفرين بين مبين جام مل دو چشم از هواى جهان بسته دار * دو گوش از كلام هوس رسته دار كه تا بو كه چون يونس دل‌فكار * درين آب و آتش بگيرى قرار 1840 به « 6 » هر در ببايد بسى ساختن * تعلق به‌يك‌بار بگذاشتن « 7 » كه تا يار بحرى شوى هَمچُو در * عزيز و نهان [ چون ] « 8 » يتيمان حُر كليم اندر اوّل در آب اوفتاد * از آن در سؤال و جواب اوفتاد چو در آتش عشق اوّل نسوخت « 9 » * قبايى ابر قد جانان ندوخت « 10 » بجُست و نديد آن رخ آفتاب * كسى خود مبيناد ازين تلخ خواب 1845 كه كوبد در يار و ندهد بار * چو موسى بماند ز خود شرمسار تو احمد نگهدار و دين و رهش * كه آخر ببينى رخ چون مهش تو راحت مجو در جهان فنا * حسينى نجويد به جُز كربَلا جمالى حسينى است زان شد فقير * به جان حسين « 11 » و به روى امير
هامش
( 1 ) . د ، ن ، س ، ك : نگارين . ( 2 ) . م ، ن : خان . ( 3 ) . م ، ن ، مصراع دوم :[ منه دل زمانى خدا را مايست ] .( 4 ) . ن ، ك : وامگوى . ( 5 ) . ن ، ك : مبوى . ( 6 ) . اصل : به . ( 7 ) . د ، م ، ل ، مصراع دوم : [ تعلق ببايد همىباختن ] منتها « د » در حاشيه در كنار اين بيت دارد : [ ص تعلق به يكباره بگذاشتن ] ؛ ن ، ج ، س ، ك : دارند [ تعلق به‌يك‌بار درباختن ] . ( 8 ) . اصل : چو . ( 9 ) . س ، ك : بسوخت . ( 10 ) . س ، ك : بدوخت . ( 11 ) . اصل : حسين .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 203 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى