تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣

فتح نمودن حضرت رسالت پناه - صلّى « 1 » اللّه عليه و سلّم « 2 » - مكّه را و به بيت الحرام درآمدن . « 3 »

چو شاه غريبان يتيم قريش * به غربت فزودش همه كام و عيش مهاجر كه مهجور مكّه شدند * هواخواه و مشعوف « 4 » مكّه بدند « 5 » چو در هجر خويشان پريشان شدند * به درگاه خورشيد تابان شدند فقيرانه نزد حبيب آمدند * چو بيمار نزد « 6 » طبيب آمدند 1665 كه اى شاه و ره‌دان هر دو سرا * بسى هست در مكّه‌مان آشنا يتيمند و مجروح و بيوه و نزار « 7 » * غمينند و محزون و در انتظار چو هنگام حجست و طوف حرم * كرم كن قدم نه بدان‌سو « 8 » قدم « 9 » رسول حليم « 10 » آن تضرّع شنيد * نفس رد نكرد و همان راى ديد « 11 » به آهنگ مكّه برون زد علم * كزو بود مكّه به درد و الم 1670 حرم كز غمش بود جامه سياه * به روى چو شمسش دگر شد چو ماه « 12 » چو مكّه ز اقبال او فتح يافت * مگو باز كان [ شاه ] « 13 » ازو فتح « 14 » يافت كه مفتاح كلّى ابر دست اوست * كدامين صراحى كه نى « 15 » مست اوست ؟ تو ز ان خواب‌بينان مران ماجرا * سُهى كى برآيد به شمس الضّحى چو شد فتح مكّه به روى رسول * رسد مژده هردم به گوش عقول 1675 كه اسرار كعبه « 16 » كه نور خداست * به قدّ محمّد عيان گشت راست تو كج‌گوى و كج‌بين شوى پرستيز « 17 » * ندارى وقوفى از آن رستخيز
هامش
( 1 ) . ن ، س ، ك : حضرت مصطفى صلى ؛ د ، م ، ج : رسالت پناه مصطفوى صلى . ( 2 ) . م ، س ، ك : و آله و سلّم . ( 3 ) . ج : بيت الحرام نام كردن ؛ س ، ك : بيت الحرام را ، بقيهء جمله را ندارند . ( 4 ) . ج : مسرور . ( 5 ) . س : شدند . ( 6 ) . د ، م ، ج ، ن ، س ، ك : پيش . ( 7 ) . س : بيوه‌زنان . ( 8 ) . ل : بر آن سو . ( 9 ) . ك : حرم . ( 10 ) . س : حريم . ( 11 ) . ج ، س ، ك : همان ره گزيد . ( 12 ) . س ، ك : دگر همچو ماه . ( 13 ) . اصل : شا . ( 14 ) . م ، ل : زو فتح ؛ ك : شاه را فتح . ( 15 ) . ج ، س ، ك : نه . ( 16 ) . اصل : كعبه . ( 17 ) . ن ، س ، ك : در ستيز .