تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
جهان گر ببيند جمالش به خواب * قيامت درآيد به صد اضطراب تو زان مست خويشى و غفلت‌پذير * كه تا پى نبردى « 1 » ز شمع منير 1605 كه مردان ز خدمت رهى يافتند * نه چون مبتلايان سخن بافتند به هرجا كه بينى يكى سَربلند * به بام بلندان كمند اوفكَند به همّت‌بلندان نشين اى فقير * كه در برگشايد به رويَت امير كه بردار و ايوان بيگانگان * نتابد فتوحى ز ايمان جان تو ايمان جان گر بدانى كه چيست * دگر چون زنان خود نخواهى تو زيست 1610 چو فتح خدايى جهان ساز كرد * به عالم محَمّد سرافراز كرد ابر مكّه بنمود اوّل « 2 » نظَر * نديدند رويش وُفود سقَر « 3 » حسد برفزودند و جنگ و جدال * چو آن قوم كوفى ابر قصد آل چو سلطان بخت « 4 » و شهنشاه جود * جمال رسالت « 5 » به عالم « 6 » نمود غريبانه آن شه به كوه و به دشت * همىگفت رَمزى ز هر « 7 » سرگذشت « 8 » 1615 بسى شفقت افزود بر خاص و عام * كه از لطف و رحمت شود كس امام ابر مكّيان و حجَرزادگان * فتوحى نشد ليك از آن شه عيان عنايات و شفقت چو از حد گذشت * نشد هيچ نفعى در آن بوم و دشت « 9 » بسى آزمودم من اندر جهان * كه سودى ندارد زر رايگان ز جور و جفاى حجرزادگان * به جز راى هجرت نديد آن زمان 1620 چو شب گشت آن شاه گيتىفروز * به سوى مدينه روان شد چو روز به معنى چو شه بود و صورت فقير * از آن خفت بر خوابگاهش امير ندانم در آن مرز بيگانگان * اميرم چگونه نگه داشت جان
هامش
( 1 ) . ن : كه تابى نديدى . و ل : كه تابى نبردى . ( 2 ) . ل : بنمود از اول . ( 3 ) . وقوف سفر . ( 4 ) . ن ، ج ، س : وقت . ( 5 ) . اصل : رسالت . ( 6 ) . اصل : عالم . ( 7 ) . م ، ل ، ج : بهر . ( 8 ) . س ، مصراع دوم :[ همى رمز بودى بهر سرگذشت ] .( 9 ) . ن : كشت .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 190 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى