تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
به كورىِ نادانِ دانانما « 1 » * ز إِنَّا فَتَحْنا « 2 » رخى وانما مناسب‌تر آمد إِذا جاءَ نَصْرُ « 3 » * كه بو الفتح ازُو شد شهنشاه عصر

در بيان احوال بعثت حضرت ختمى « 4 » رسالت پناهى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و اظهار نبوّت و اختيار مقاسات هجرت . « 5 »

جمالى نخست آن فتوح قديم * ادا كن كه شد اين ره مستقيم فتوحات مولود شرحش گذشت * ز بعثت كنون بازگو سرگذشت مپرس از احد حال و زارىِ آن « 6 » * ز تلوين كفّار و خوارى آن « 7 » چو از بهر نفعست اين گفت‌وگو « 8 » * دو دست از سخنهاى هرزه بشو « 9 » به فتراك احمد درآويز دست * كه احمد زياد آمد از هرچه هست 1595 فتوح زمانها « 10 » ز سيماى اوست * پيام زبانها ز ايماى « 11 » اوست چو مىخواست يزدان ره آشكار * به عالم نمايد شد او راه‌دار كه بىاو جهان را نباشد قرار « 12 » * از او شد نمودار ذات استوار مكان بلند و نظرگاه دوست * ز قدّ چو سَرو و ز سيماى اوست تو تسليم او باش و فرمان او * كه هم اين اويى و هم آن او 1600 تو مشتاق او باش و او را گزين * كه شمس قديمَست و ماه مبين تو جوياى « 13 » او باش و رنجور او * كه عالم سياهَست بىنور او جهان چون شبست و رخش همچو شمع * ز حسن و جمالش جهان گشت جمع
هامش
( 1 ) . ل : نماى . ( 2 ) . فتح / 1 . ( 3 ) . نصر / 1 . ( 4 ) . ن ، ج ، س : حضرت خاتم النبيين ( ج : ص ) . ( 5 ) . ن ، ج ، س : نبوت ( س ، ج : او ) و ملامت كشيدن از اهل مكه و هجرت به مدينه فرمودن ؛ م ، ل : مقاسات و شدايد هجرت . ( 6 ) . س : او . ( 7 ) . س : او . ( 8 ) . س : اين سرگذشت . ( 9 ) . س : هرزه بشست . ( 10 ) . ج ، س : زبانها . ( 11 ) . س : ايمان . ( 12 ) . ل ، مصراع اول :[ كه بىاو نباشد جهان را قرار ] .( 13 ) . ج : تو مشتاق .