به كورىِ نادانِ دانانما « 1 » * ز إِنَّا فَتَحْنا « 2 » رخى وانما
مناسبتر آمد إِذا جاءَ نَصْرُ « 3 » * كه بو الفتح ازُو شد شهنشاه عصر
در بيان احوال بعثت حضرت ختمى « 4 » رسالت پناهى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و اظهار نبوّت و اختيار مقاسات هجرت . « 5 »
جمالى نخست آن فتوح قديم * ادا كن كه شد اين ره مستقيم
فتوحات مولود شرحش گذشت * ز بعثت كنون بازگو سرگذشت
مپرس از احد حال و زارىِ آن « 6 » * ز تلوين كفّار و خوارى آن « 7 »
چو از بهر نفعست اين گفتوگو « 8 » * دو دست از سخنهاى هرزه بشو « 9 »
به فتراك احمد درآويز دست * كه احمد زياد آمد از هرچه هست
1595 فتوح زمانها « 10 » ز سيماى اوست * پيام زبانها ز ايماى « 11 » اوست
چو مىخواست يزدان ره آشكار * به عالم نمايد شد او راهدار
كه بىاو جهان را نباشد قرار « 12 » * از او شد نمودار ذات استوار
مكان بلند و نظرگاه دوست * ز قدّ چو سَرو و ز سيماى اوست
تو تسليم او باش و فرمان او * كه هم اين اويى و هم آن او
1600 تو مشتاق او باش و او را گزين * كه شمس قديمَست و ماه مبين
تو جوياى « 13 » او باش و رنجور او * كه عالم سياهَست بىنور او
جهان چون شبست و رخش همچو شمع * ز حسن و جمالش جهان گشت جمع
هامش
( 1 ) . ل : نماى .
( 2 ) . فتح / 1 .
( 3 ) . نصر / 1 .
( 4 ) . ن ، ج ، س : حضرت خاتم النبيين ( ج : ص ) .
( 5 ) . ن ، ج ، س : نبوت ( س ، ج : او ) و ملامت كشيدن از اهل مكه و هجرت به مدينه فرمودن ؛ م ، ل : مقاسات و شدايد هجرت .
( 6 ) . س : او .
( 7 ) . س : او .
( 8 ) . س : اين سرگذشت .
( 9 ) . س : هرزه بشست .
( 10 ) . ج ، س : زبانها .
( 11 ) . س : ايمان .
( 12 ) . ل ، مصراع اول :[ كه بىاو نباشد جهان را قرار ] .( 13 ) . ج : تو مشتاق .