تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

نزديك شدن صبح سعادت پادشاه‌زاده « 1 » از مطلع فتح و فيروزى « 2 » و ايما به آثار فتوحات وقت در ظلّ دولت حضرت خلافت پناهى .

ز هجر يتيمِ شهِ نامور * بگويم كه دارم چه خون در جگر 1570 كه شه در فغانست و در تاب و رنج * هوادار ملك و طلبكار گَنج به پايان رسانم من اين داستان * كه احوال درد و غم ماست آن نيارم « 3 » حديث گذشته به گفت * كه هردم به باغم دوصد گل شكفت نگارم نمرد و نميرد يقين * كه نور سپهرَست و سرّ زمين « 4 » به هر وجه و رويى كه بنمود خويش * چه مرهم درآمد به دلهاى ريش « 5 » 1575 به سفلى و علوى يمين و يسار * همه يار بينم همه « 6 » يار يار كه بىيار دلجو نديدم حيات * كه يارَست ذات و جهان « 7 » چون صفات تو يار قديم و ظهور جديد * دو بينى چه باشد عذاب شديد و ليكن محالَست اثبات ذات * بر اهل خيال و به جنس صفات چو عشقَست ذات و خرد چون صفات * خرد درنيابد فتوحات ذات 1580 كجا شد يتيم عراق عرب * كزين بيش دانم نتابد « 8 » تعب روان كن به جو « 9 » باده و شهد و شير * كه تنگ آمدش دل ز تمر و پنير در اين قصه تا چند باشد ملول * بگويم ز فتحش به قدر عقول چو در دور سلطان ابو الفتح ماست * ز باب فتوحات گفتن رواست چو نصرٌ من اللّه فتح قريب « 10 » * ز بو الفَتح باشد نباشد غريب 1585 چو ايام فتحست و روز گشاد * بنا بر فتوحات بايد نهاد
هامش
( 1 ) . ك : شاهزاده . ( 2 ) . ن ، ج ، س ، ك : ادامهء جمله را ندارند . ( 3 ) . س : بيارم . ( 4 ) . س : سرو زمين . ( 5 ) . م ، ل ، ج : جانهاى ريش . ( 6 ) . اصل : همه . ( 7 ) . ج ، س : كه يارست يار و جهان . ( 8 ) . ل ، ج : نتاند . ( 9 ) . م ، ل : بجان . ( 10 ) . صف / 13 .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 188 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى