تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
به مصرش درآور به تختش نشان * دررهاى شاهى به تختش « 1 » فشان كه مقبول جانَست و آرام دل * شراب طهورَست ابر « 2 » جام دل شكرريز و شيرين و كان نبات « 3 » * مليح و فصيح و مسيح حيات « 4 » 1430 به منزل رسانش كه محبوب ماست * دوايى فرستش كه ايّوب ماست دو جام پياپى به خاكش فشان * به ايوان مستور پاكش نشان كه درّ يتيمَست و شمع لطيف * حريف مدام و مدام حريف سزاوار شاهيست بىريب و شك * كه درياى شهدَست و كان نمك « 5 » جمالى فروشد در اين بحر ژرف * ز دستش بيفتاد « 6 » تكرار حرف « 7 » 1435 چه « 8 » گويم كه چشمش چه « 9 » خون مىكند * چو هاروت نوكش فسون مىكند به تنها « 10 » شبيخون به الماس تيز * به ملك دل آرد پى رستخيز قيامت نمايد مرا قامتش * نمانم بماند قامتش چو بر قامتش دل قيام آورد * چو ماه او به مهرم سلام آورد ز خلقش چه گويم كه دل شاد ازُوست * كه ملك محبت خوش‌آباد « 11 » اوست « 12 » فلك بىقرار از تمنّاى او * دو چشم حريفان به سيماى او جهان بر اميدش دريده لباس * حرم كرده در بر ز عشقش پلاس چه گويم معانىِ بيت الحرام * كه در مكّه ديدم مقامش مدام تو بر سنگ خارا طواف آورى * ابا جان يارم مصاف آورى در آن بيت يارم يكى سِر دميد « 13 » * كه در جان غمگين من شد پديد در آن خانه نوريست مجمل‌نما * كه تفصيل آن شد برِ آشنا
هامش
( 1 ) . س ، ك : به بختش . ( 2 ) . ن ، ج ، س ، ك : بر . ( 3 ) . س ، ك : آب حيات . ( 4 ) . س ، ك : مسيح حيات . ( 5 ) . س ، مصراع دوم :[ از دستش بيفتاد تكرار حرف ] .( 6 ) . س ، مصراع دوم :[ كه درياى شهدست و كان نمك ] .( 7 ) . ك : نيفتاد . ( 8 ) . س : چو . ( 9 ) . س : چو . ( 10 ) . س ، ك : نه تنها . ( 11 ) . ل : خودآزاد . ( 12 ) . ن ، ك ، س : آباد از اوست . ( 13 ) . ك : يكى سرو بيد .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 180 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى