تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
جهانگير و جانبخش و آزاددل * يتيمان عالم ازُو شاددل به حسن و ملاحت دوصد چون اياز * خردمند و دلبند و عاشق‌نواز جگردار و ستّار و آمرزگار * نگهدار و بيدار و جوياى يار گل‌اندام و خوش‌خوى و شيرين‌سخن * به هنگام خشم و به وقت حزن چه گويم كه در خورد پاكان بود * كجا مور يار سُليمان بود 1335 چو آن شه ازين دشت دل برگرفت * همه زاد « 1 » و برگ سفر برگرفت كلاه و سپاه و كمر ، تخت « 2 » و بخت * به يك‌سو نهاد او ابا گنج و رخت يكى پور بودش به ابر و هلال * كه صد بدر از آن مه گرفتى زوال از آن گنج و كشور به فرزند خود * به قدر پشيزى ز نيك و ز بَد نداد و ز پيشش براند و نهفت « 3 » * غمش در درون و به كس وانگفت 1340 گدايان شهر و يتيمان دهر * ز اسباب خودشان بسى داد بهر به جانان همىداد جان عزيز * كه در خورد جانان نباشد پشيز چو آن طفل نادان بر دايه شد * چو خورشيد تابان پى « 4 » سايه شد ز مهپاره پرسيد احوال شاه * ز مال و سپاه و ز تخت و كلاه بگفتش نگهبان طفل صغير * كه بر باد برداد زيور امير 1345 به فرزند دلبند خود نيم‌جو * نداد و به قهرش بفرمود رو چو بشنيد دايه ابا طفل خرد * به درگاه شه شد به امّيد برد چو دايه درآمد برِ شهريار * كه چيزى ربايد از آن مرد كار بگفتا كه اى شه مرا نفقه چيست * كه بىزاد و برگى به عالم بزيست ؟ « 5 » بسوى گدايان نظر مىكنى * ازين‌سان به عقبى سفر مىكنى 1350 ابر قوم باطل كنى زر نثار * يتيمان خود را كنى بىوقار جوانمرد ره‌دان پرورده‌دل * چنين گفت با پور آزرده‌دل
هامش
( 1 ) . ل ، س : ساز . ( 2 ) . ك : كمربند . ( 3 ) . س ، ك : درآمد نهفت . ( 4 ) . م : بى . ( 5 ) . م ، ل : به عالم كه زيست .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 175 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى