تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
مگر ايزد از درد و زارى من * ترحُّم نمايد به خوارىِ « 1 » من 1235 رهى پيشم آرد كه آن شهسوار * جمالم نمايد دمى آشكار ز تيمار بيمار زار غريب * طبيب ار بپرسد نباشد غريب « 2 » به جان حزينش بسى تاب رفت * دو چشمش درين سوز در خواب رفت نمودش در ان خواب يزدان « 3 » جمال * جمالى كه هرگز نبيند زوال بگفتا گر آن مه « 4 » نشد پور تو * كنم روز « 5 » فرداش مخمور تو 1240 حبيب منَست او و سَردار من * تو هم يار او باش و او يار من من او را گزيدم كه فرد من اوست « 6 » * تو همراز او شو كه مرد من اوست « 7 » تو فرزند ديدى كه بر والدين * نيارند كين و نجويند شين ولى هيچ معشوق و عاشق دمى * بنفروخت از عشق با « 8 » عالمى تو آن دُرج سربسته مگشا درش * چه گر لشكر آيد « 9 » پدر بر سرش 1245 چو بيدار گشت آن صنم در زمان * چو غنچه بخنديد و شد شادمان به دايه يكايك همه « 10 » گفت‌وگو * گذشت از عملهاى زشت و نكو روان گشت سُوى وطن آن پرى * كه در سر فرورفتش آن سَرورى خجل‌وار و شرمندهء روزگار * كه صورت‌پرستان نبينند يار به صورت گرايند و امروز و بس « 11 » * ندانند درد جگرسوز كس 1250 ولى تا نسوزى تو شبها چو شمع * نبينى دمى خويش را شاد و جمع جمالى مگو راز دل آشكار * كه در پرده خوش‌تر بود روى يار
هامش
( 1 ) . س : بخارى . ( 2 ) . ل ، ج ، ك : عجيب . ( 3 ) . م ، ل : ايزد . ( 4 ) . ل : شه . ( 5 ) . ك : زود . ( 6 ) . ك : است . ( 7 ) . ك : است . ( 8 ) . ل : بر ؛ ك : تا . ( 9 ) . ن ، ج ، س ، ك : آرد . ( 10 ) . ج ، س ، ك : همين . ( 11 ) . س ، ك : امروز كس .