تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
به باد « 1 » محبّت شكوفه‌اش دهم * به يك صاف بخشم به يك غش دهم ز مهر « 2 » عسَل من مگس‌پرورم * كه تا ميل خسرو به شيرين برم مگو شهد و شكر به شمع منير * كه جانم ز شمعَست دايم بصير 1200 تو پروانه گردى شوى زار شمع * كه پروانه داند ره نار شمع كس انباز من نيست جز درد من * همين سوز شمعَست در خورد من مبر پيش من نام پروانگان * كه پروانه تَرسد ز پروانه‌ران « 3 » دگر آنكه پروانه با نور شمع * بود غافل از خويش و مهجور شمع من از درد عشق و غمش فانيم * درآيد به هر شب ندانم كيَم 1205 نشيند به پيشم نهان پرسدم * زبانم نباشد به جان پرسدم حكايت بگويم كنون آشكار * كه فصل بهارَست و وصل نگار چو سلطان كونين و شاه عرب * در اين دور دارد خيال طرب كه عالم به امّيد رويش بسوخت * به قدّش ندانم قبايى « 4 » كه دوخت « 5 »

رسيدن دختر پادشاه به مكّه و جوانان « 6 » طلب كردن

چو آن سرو آزاد كيخسروى * به امّيد اين جام و جان « 7 » نوى به مكّه درآمد چو گنج گران « 8 » * كه يابد ز راز الهى نشان بفرمود كز مكّه آيند برون * جوانان يكايك زهى آزمون جوانان مكّى همه « 9 » شاد دل * طربناك و آزاد و آزاد « 10 » دل به درگاه خرگاه آن مهرجوى « 11 » * نمودند خود را همه پشت‌وروى
هامش
( 1 ) . ل : به ياد . ( 2 ) . ن ، ج ، ك : ز بهر . ( 3 ) . در « ج » و « س » مصراعها جابجا آمده‌اند . ( 4 ) . د : قبايى ندانم . ( 5 ) . ك : بعد از اين بيت دارد بقيّه الحكايت . ( 6 ) . س ، ك : مكه معظمه و جوانان . ( 7 ) . ل ، ك : جام . ( 8 ) . س : روان . ( 9 ) . اصل : همه . ( 10 ) . د ، م ، ل ، ن ، ج ، س ، ك : طربناك و خندان و آزاد . ( 11 ) . ل : خوى .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 168 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى